حال برای برخی ناآگاهان پیوند زناشویی از نوع چاکر زن را اختیار کردن زن صیغه ای توسط پدران ما در گذشته قلمداد کرده و پادشاه زن را زن عقدی بیان میکنند که صحت ندارد.
5- خودسر زن: اگر دختری و پسری پس از رسیدن به سن بلوغ برخلاف میل والدین خود خواستار ازدواج با یکدیگر میشدند و مصر بر این امر نیز بودند، با وجود مخالفت والدین ازدواج آنها منع قانونی نداشت و زیر عنوان خودرای زن ثبت میگردید و در این بین دختر از ارث محروم میشد، مگر اینکه والدینش به خواست خود چیزی به او میدادند یا وصیت مینمودند که بدهند.
گفتنی است که طلاق در آیین زرتشتی مطرود و منفور است و تحت شرایطی ویژه و در مواردی نادر و خاص طبق آیین نامه زرتشتیان مجوز داده میشود.
سفر ایستگاه
تو می روی
تمام ایستگاه می رود
که سالهای سال
در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده ام
و همچنان
به نرده های ایستگاه رفته
تکیه داده ام!
قلب جغد پیر شکست
جغدی روی کنگره های قدیمی دنیا نشسته بود. زندگی را تماشا می کرد. رفتن و
ردپای آن را. وآدم هایی را می دید که به سنگ و ستون، به در و دیوار دل می بندند؛
جغد اما میدانست که سنگ ها ترک می خورند؛
ستون ها فرو می ریزند؛
درها می شکنند و دیوارها خراب می شوند؛
او بارها و بارها تاج های شکسته، غرورهای تکه پاره شده را لابه لای خاکروبه های
کاخ دنیا دیده بود. او همیشه آوازهایی درباره دنیا و ناپایداری اش می خواند؛
و فکر می کرد شاید پرده های ضخیم دل آدم ها با این آواز بلرزد؛
روزی کبوتری از آن حوالی رد می شد، آواز جغد را شنید، گفت: بهتر است سکوت کنی
و آواز نخوانی. آدم ها آوازت را دوست ندارند. غمگینشان می کنی. دوستت
ندارند. می گویند بدیمنی و بد شگون و جز خبر بد، چیزی نداری. قلب جغد پیر
شکست ودیگر آواز نخواند؛
سکوت او آسمان را افسرده کرد. آن وقت خدا به جغد گفت: آوازخوان کنگره های
خاکی من! پس چرا دیگر آواز نمی خوانی؟ دل آسمان من گرفته است؛
جغد گفت: خدایا! آدم هایت مرا و آوازهایم را دوست ندارند
خدا گفت: آوازهای تو بوی دل کندن می دهد و آدم ها عاشق دل بستن اند. دل بستن
به هر چیز کوچک و هر چیز بزرگ. تو مرغ تماشا و اندیشه ای! و آن که
می بیند و می اندیشد، به هیچ چیز دل نمی بندد؛
دل نبستن سخت ترین و قشنگ ترین کار دنیاست. اما تو بخوان و همیشه
بخوان که آواز تو حقیقت است و طعم حقیقت تلخ؛
جغد به خاطر خدا باز هم بر کنگره های دنیا میخواند و
آن کس که می فهمد, می داند آواز او پیغام خداست
از کتاب بالهایت را کجا جا گذاشتی؟
کوروش بزرگ (۵۲۹-۵۸۰ قبل از میلاد) اولین
امپراتور هخامنشی بود. او کسی بود که حکومت پارس را با در هم آمیختن دو
قبیله اصلی ایرانی - مادها و پارسیان- به وجود آورد. از او به عنوان
کشورگشایی بزرگ یاد شده است زیرا در زمانی، حاکم بزرگترین امپراتوریهایی
بود که تا کنون به وجود آمده اند. او به خاطر بردباری بی مانند و رفتار
بزرگ منشانه اش در برابر مغلوبین جنگ نیز شهرت فراوانی دارد.
کوروش به محض غلبه بر مادها، دولتی را برای این قلمرو خود در نظر گرفت و
مامورین دولتی را از بین بزرگان هر دو قبیله برگزید. پس از فتح آسیای
صغیر(شبه جزیره بزرگی که در میان دریای مدیترانه و دریای سیاه قرار دارد)،
کوروش سپاه خود را به سمت مرزهای شرقی حرکت داد. با ادامه حرکت به سمت
شرق، او سرزمینهای مسیر خود تا رود سیحون ( آمودریا) را فتح کرد و پس از
عبور از سیحون، به سی دریا در آسیای مرکزی رسید و در آنجا به منظور دفاع
از این مرزها در برابر هجوم قبایل کوچ نشین آسیای مرکزی، شهرهایی با برج
وباروی مستحکم و نیرومند بنا کرد.
پیروزیهای کوروش در شرق موجب شد تا موقعیت برای فتح غرب مناسب شود.حالا
نوبت بابل و مصر بود. زمانی که کوروش بابل را فتح کرد، به یهودیان ساکن آن
اجازه داد تا به ” سرزمین موعود” باز گردند و با برخورد توام با احترام و
مدارا با اعتقادات مذهبی و آداب و رسوم نژادهای دیگر، به عنوان یک فاتح
آزادی بخش، مشهور شد و امروز نام کوروش، به عنوان یکی از محبوب ترین و
مورد احترام ترین امپراتوران در تاریخ به ثبت رسیده است.
اظهارات کوروش حکایت از شخصیت بشری نیز دارد و بیدلیل نیست که نخستین منشور حقوق بشر نام گرفته است. از دید او، همه انسانها ارزشی برابر و بنیادی دارند. هر کسی میتواند بنا به گزینش خود خدا را بپرستد؛ آزادی حقیقی، آگاهی، حق تصاحب و حق زندگی صلحآمیز در هر کشور برای همگان پذیرفته شده است.

زندگينامه كوروش بزرگ در ادامه مطلب
من نمي دانم و همين درد مرا سخت مي
آزارد
که چرا انسان اين دانا اين پيغمبر
در تکاپوهايش چيزي از معجزه
آن سوتر
ره نبرده ست به اعجاز محبت چه دليلي
دارد ؟
چه دليلي دارد که هنوز
مهرباني را نشناخته است ؟
و نمي داند در يک لبخند
چه شگفتي هايي پنهان است
من برآنم
که درين دنيا
خوب بودن به خدا سهلترين کارست
ونمي دانم که چرا انسان تا
اين حد با خوبي بيگانه است
و همين در مرا سخت مي آزارد
فريدون مشيري

