تبليغاتX
فر یاد پارسیان
سوتك

 

   نميدانم پس از مرگم چه خواهد شد.

نميخواهم بدانم كوزه گر از خاك ، اندامم چه خواهد ساخت.

ولي بسيار مشتاقم ،
كه از خاك گلويم سوتكي سازد،
گلويم سوتكي باشد ،

بدست كودكي گستاخ و بازيگوش ،  

و او، يكريز و پي در پي

دم خويش را برگلويم سخت بفشارد،

 وخواب خفتگان را آشفته تر سازد،

بدين سان بشكند در من ،

سكوت مرگبارم را ...

ادامه نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 0:30 توسط فر یاد |
داريك
 

ضرب سكه «داريك» در ايران
www.hamtaraneh.com
داريوش بزرگ

 
طبق نوشته بيشتر مورخان، 14 سپتامبر سال 488 پيش از ميلاد، داريوش بزرگ شاه وقت ايران دستور ضرب سكه را كه واحد پول ايران قرار گيرد صادر كرد كه مورخان يوناني در كتابهاي خود آن را «داريك (منتسب به داريوش)» نوشته اند. تا زمان رواج داريك، معاملات تجاري به صورت مبادله اجناس صورت مي گرفت كه كاري پيچيده بود و بازار هميشه نوسان داشت. داريوش همزمان دستور ايجاد پستخانه را در ايران صادر كرد كه تاريخنگاران وي را مبتكر «پست» و ارتباط پستي در تاريخ جهان معرفي كرده اند.
    داريوش بزرگ در سپتامبر 488 پيش از ميلاد همچنين ايجاد يك ارتش دائمي را براي ايران صادر كرده بود كه مورخان معاصر از آن به نام سپاه جاويدان نام برده اند. به اين ترتيب، ايرانيان نخستين ملت جهان بودند كه به اهميت وجود يك ارتش دائمي پي برده و آن را به وجود آورده بودند. پيش از آن، هنگام جنگ، دست به جمع آوري نيرو زده مي شد و يک ارتش دائمي وجود نداشت. بعدا اسكندر و سپس روميان اين ابتكار داريوش را اقتباس كردند.
    داريوش در همين سال ساختن تالار صد ستون را در تخت جمشيد داده بود كه محل اجتماع و ديد و بازديد هاي عمومي باشد و نيز ساختن راه طولاني شوش به سارد (ساحل مديترانه) را.
     وي كه سال پيش از آن دستور تقسيم ايران به استان هاي متعدد (ساتراپي) را داده بود دو سال پس از ضرب سكه داريك و قرار دادن آن به عنوان وسيله معاملات درگذشت. داريوش واژه ساتراپ را از آن جهت انتخاب كرد كه «استاندار» بداند نگهبان ايالت خود است نه سرور مردم.
ادامه نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 1:10 توسط فر یاد |
جور ديگر بايد ديد؟
شعری نگفته ام که بنویسم تا بگویی , وای چه زیباست...

تنها چند خط گریسته ام میان دفتری که سالهاست
لذت خودکاری را به خویش ندیده است:
من نمیدانم چرا سهراب گفت:
"چشمها را باید شست جور دیگر باید دید"
من همه چیز را همانگونه که هست می بینم
آیا آن کودکی را که دراز کردست دست
و یا آ ن گل که ز بی مهری دهر پژمردست
و یا آن کس که از تنهایی
به نوشتن ترانه دل بست
جور دیگر دیدنش انصاف هست؟
وقتی می بینی که زنی با فریاد
بهر فرزندانش تن به هر کاری داد
...وقتی می بینی که غروب خورشید
همه جا را گرفته چون باد...
وقتی می بینی که همه غمگینند با نقاب گشتند شاد
..وقتی می بینی که سکوت در ظلمت با هزار آه و صد ها فریاد
ناله ها را سر داد
...باز هم میگوی جور دیگر باید دید؟
وقتی خط به خط متن های همه نیست جز آه
... وقتی مردن همه در شهر سیاه
... وقتی که بر لب هر پیر و جوان هست زندگیم گشت تباه
... باز هم میگویی جور دیگر باید دید؟
با هزار خنده تلخ میگویم که به این حرف تو باید خندید
... شا ید آن روز که سهراب میگفت:
"تا شقایق هست زندگی باید کرد"
خبر از داغ دله نسترن سرخ نداشت
... شاید آن روز سهراب به قد قامت موج ایمان داشت
شاید آن روز سهراب...!

مجتبی صحی
ادامه نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 0:12 توسط فر یاد |
پنج دل
http://i19.tinypic.com/43qm1hd.jpg

گفت پنج وارونه چه معنا دارد ؟♥
 خواهر كوچكم اين را پرسيد♥ من به او خنديدم♥
 كمي آزرده و حيرت زده گفت♥ روي ديوار و درختان ديدم♥
بازهم خنديدم♥ گفت ديروز خودم ديدم♥
 مهرداد پسر همسايه پنج وارونه به مينو ميداد♥
 آنقدر خنده برم داشت كه طفلك ترسيد♥
بغلش كردم و بوسيدم و با خود گفتم♥
 بعدها وقتي غم♥ سقف كوتاه دلت را خم كرد♥
 بي گمان مي فهمي♥ پنج وارونه چه معنا دارد
 
ادامه نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 0:29 توسط فر یاد |
فلسفه

بچه ها، بزرگترين فيلسوف هاي دنيا هستند

 

 

  • اريش كستنرنويسنده آلماني

عيدها تنها زماني است كه بچه ها بدون اين كه مجبور باشند تشكر كنند، هديه مي گيرند

 


  • آلفرد هيچكاك كارگردان

بچه هاي كوچك، بيش از هر چيز ديگري مرا مي ترسانند

 


 

  • پيربورداژنقاش فرانسوي

بچه ها تصور مي كنند همه چيز براي شان امكان پذير است، .بزرگتر ها مطالبق امكانات شان عمل مي كنند. پيرها احساس مي كنند همه زندگي شان را به دنبال چيز هاي غيرممكن دويده اند

 


  • يوستين گوردر نويسنده و فيلسوف نروژي

بچه ها هيچ وقت پيش داوري نمي كنند.اين اولين ويژگي يك فيلسوف بزرگ است . يك بچه جهان را همان طور كه هست و بدون پيش داوري ، يعني چيزي كه نگرش ما بزرگسالان را تحريف مي كند مي بيند

 


  • آليس فرني اديب فرانسوي

اين كه ما به بچه ها ياد مي دهيم همه مشكلات فقط و فقط يك راه حل دارند، كار بسيار اشتباهي است

 


  • گوته نويسنده و شاعر آلماني

با بچه داشتن ،شما پدر و مادر نمي شويد، همان طور كه با پيانو داشتن، پيانيست نمي شويد.

 


  • آندره ژيدنويسنده فرانسوي

اگر انسان ها ما را طرد كنند. بهتر از اين است كه مورد تنفر بچه ها باشيم

 


  • آنا گاوالدا نويسنده فرانسوي

من دوست دارم بر دو چيز از نزديك حكمراني كنم:كتاب ها و بچه ها، ولي از شانس بد تسلط بر اين دو كاري غير ممكن است

 


  • ژان پياژه روان شناس سوئيسي

هر نكته اي را كه به كودك ياد مي دهيم، از اختراع و اكتشاف آن جلوگيري مي كنيم

 


  • ژان لاكان روان شناس فرانسوي

يك بچه را با يك سيب و يك خرگوش در گهواره بگذاريد اگر او خرگوش را خورد و با

سيب بازي كرد، براي تان يك ماشين نو مي خرم

 


  • آلبركامونويسنده فرانسوي

درد و رنج يك بچه وقتي عادلانه نباشد،بسيار نفرت انگيز و دردناك است.

 


  • كريستين بوبن نويسنده فرانسوي

بچه ها مثل دريانورداني هستند كه به هر نقطه اي نگاه مي كنند آن جا بيكران و وسيع است .

 
 

 

  •  اسكاروايلدنويسنده انگليسي

بچه ها با دوست داشتن والدينشان زندگي مي كنند. وقتي بزرگ مي شوند، دوباره آن ها قضاوت مي كنند و گاهي هم آن ها را مي بخشند.

 


  • ضرب المثل چيني

پول، ثروت بي جان است، ولي بچه ها ثروت زنده هستند.

 


  • ژيلبرت سزبرون نويسنده فرانسوي

استعداد بچه ها اين است كه همه چيز را كشف مي كنند، بدون اين كه اسمش را بدانند.

 


  •  آلبرت انيشتين دانشمند آلماني

تا زماني كه بچه هاي بدبخت در دنيا وجود دارند . كلمه پيشرفت معنايي ندارد.

 


  •  الكساندر دوماي پدرنويسنده فرانسوي

چطور ممكن است بچه ها اين قدر باهوش باشند، در حالي كه خيلي از آدم بزرگ ها نادانند؟

 


  • كلود ميلر

 تنها سلاح بچه ها عليه دنيا، تصورات شان است

ادامه نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 23:15 توسط فر یاد |
قورباغه ها
 

www.hamtaraneh.com

داستاني از منوچهر احترامي      

 

 

مارها قورباغه ها را مي خوردند و قورباغه ها غمگين بودند

قورباغه ها به لك لك ها شكايت كردند

لك لك ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند

لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه ها

قورباغه ها دچار اختلاف ديدگاه شدند

عده اي از آنها با لك لك ها كنار آمدند و عده اي ديگر خواهان باز گشت مارها شدند

مارها باز گشتند و همپاي لك لك ها شروع به خوردن قورباغه ها كردند

حالا ديگر قورباغه ها متقاعد شده اند كه براي خورده شدن  به دنيا مي آيند

تنها يك مشكل براي آنها حل نشده باقي مانده است

اينكه نمي دانند توسط دوستانشان خورده مي شوند يا دشمنانشان!

ادامه نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 1:36 توسط فر یاد |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا