ساخت فولدر نامرئی در ویندوز xp
ساخت فولدر به صورت نا مرئی
1-بینام کردن:
برای این کار
خیلی راحت روی فایل راست کلیک کنید
rename
رو بزنید
alt
رو پايين نگه داريد و با قسمت
num
که مي شه قسمت
سمت راست کيبورد
عدد 0160 را تايپ کنيد بعد
alt
رو ول کنيد .
نکته
: اگر جواب نداد عدد 255 رو امتحان
( alt+255 )
کنید
.
2-نامرئی کردن:
اکنون برای نا مرئی کردن فایل به قسمت Change Icon رفته و ایکون سیزدهم ردیف پایین از چپ به راست را انتخاب نمایید (آیکون نامرئی) و پس از تایید خارج شوید
در این زمان شما یک فولدر نا مرئی ساخته اید
2-نامرئی کردن:
اکنون برای نا مرئی کردن فایل به قسمت Change Icon رفته و ایکون سیزدهم ردیف پایین از چپ به راست را انتخاب نمایید (آیکون نامرئی) و پس از تایید خارج شوید
در این زمان شما یک فولدر نا مرئی ساخته اید

ادامه نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 0:27 توسط فر یاد |
این هم عاقبت ما مردم
اگه کسی میتونه کمکشون کنه

ادامه نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 0:30 توسط فر یاد |
منم فریاد
منم فر یاد پور ایران زمین
چو ایران نباشد تن من مبین
کوروش بزرگ شاهنشه من
نگیرد آرام اهرمن در دل من
کنم از زرتشت پیر پیروی
ندارم باک از این رهروی
چو شب میرسد آتشی افکنم
تا بسوزد درآن دشمن میهنم
فریاد
ادامه نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 18:7 توسط فر یاد |
عكسهايي از دختران ارتش شاهنشاهی ایران
گذشته

و امروز

ادامه عکسها در ادامه مطلب
ادامه نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 23:12 توسط فر یاد |
نقش رستم
نقش رستم
مپندار كه زمزمههاي پنهاني و درگوشي بهترين سخن است. بيشتر به آني فرادار كه بيپرده ميشنوي..."
اين نوشته قسمتي از يكي از كتيبههاي متعدد داريوش كبير در مكاني موسوم به نقش رستم است و چه جايي بهتر از سينه فراخ كوه حسين، تا بخشي از تاريخ كشورمان را بيپرده ببينيم.
بايد نقش رستم را ديده باشيد تا عظمت و ظرافت كندهكاريهايي در دل كوه را حس كنيد.
مقبرههاي چهار پادشاه هخامنشي در اين مكان قرار دارند؛ داريوش كبير، خشايار شاه ، اردشير اول و داريوش دوم. شاه نمادي از خورشيد بود و همانطوري كه خورشيد در كوه غروب ميكند، غروب شاه هم در كوه بود و از همين رو، كوه را مدفن آنها كردند. البته اين نوع تدفين را از زمان مادها سراغ داريم. مقبره اين پادشاهان در مركز يك طرح صليبي شكل قرار دارد كه آن را سمبل مهر (خورشيد) دانستهاند. علاوه بر مقبره پادشاهان، كتيبهها و نگارههاي هخامنشي، نگارههاي عيلامي و نقش برجستههاي ساساني مربوط به تاجگذاري اردشير اول، پيروزي شاپور بر امپراطور روم، تاجگذاري نرسه، نقش بهرام و درباريان و صحنههايي از نبرد اسبسواران هم ديده ميشوند. از آنجايي كه ساسانيان خود را از تبار هخامنشيان ميدانستند، اين مكان بهترين محل براي بزرگداشت پيروزيها و نماياندن حق سلطنت آنها بود.
از مهمترين كتيبههاي اين زمان ميتوان به كتيبه كرتير، موبد موبدان و رهبر ديني زرتشتي در دوران ساسانيان اشاره كرد. در واقع در كتيبه او براي اولين بار نام «ايران» ديده ميشود. (ميدانيم كه تا قبل از سال 1935 ميلادي همه كشورها ايران را به نام كشور پارس يا همان پرشيا ميشناختند.)
علاوه بر اينها، يك ساختمان مكعب شكل در نقش رستم ديده ميشود كه به نام كعبه زرتشت مشهور است. برخي آن را محل نگهداري كتابها و اسناد دانستهاند. برخي ديگر آن را مكاني براي موميايي اجساد شاهان قلمداد كردهاند و بعضي هم عقيده دارند كه اين مكان نوعي رصدخانه يا تقويم آفتابي است. همانند اين ساختمان، يكي ديگر نيز در پاساگارد، محل دفن كوروش كبير ديده ميشود. از ديگر عناصر مجموعه نقش رستم، تعدادي استودان (استخواندان) و دو آتشدان هستند.

مپندار كه زمزمههاي پنهاني و درگوشي بهترين سخن است. بيشتر به آني فرادار كه بيپرده ميشنوي..."
اين نوشته قسمتي از يكي از كتيبههاي متعدد داريوش كبير در مكاني موسوم به نقش رستم است و چه جايي بهتر از سينه فراخ كوه حسين، تا بخشي از تاريخ كشورمان را بيپرده ببينيم.
بايد نقش رستم را ديده باشيد تا عظمت و ظرافت كندهكاريهايي در دل كوه را حس كنيد.
مقبرههاي چهار پادشاه هخامنشي در اين مكان قرار دارند؛ داريوش كبير، خشايار شاه ، اردشير اول و داريوش دوم. شاه نمادي از خورشيد بود و همانطوري كه خورشيد در كوه غروب ميكند، غروب شاه هم در كوه بود و از همين رو، كوه را مدفن آنها كردند. البته اين نوع تدفين را از زمان مادها سراغ داريم. مقبره اين پادشاهان در مركز يك طرح صليبي شكل قرار دارد كه آن را سمبل مهر (خورشيد) دانستهاند. علاوه بر مقبره پادشاهان، كتيبهها و نگارههاي هخامنشي، نگارههاي عيلامي و نقش برجستههاي ساساني مربوط به تاجگذاري اردشير اول، پيروزي شاپور بر امپراطور روم، تاجگذاري نرسه، نقش بهرام و درباريان و صحنههايي از نبرد اسبسواران هم ديده ميشوند. از آنجايي كه ساسانيان خود را از تبار هخامنشيان ميدانستند، اين مكان بهترين محل براي بزرگداشت پيروزيها و نماياندن حق سلطنت آنها بود.
از مهمترين كتيبههاي اين زمان ميتوان به كتيبه كرتير، موبد موبدان و رهبر ديني زرتشتي در دوران ساسانيان اشاره كرد. در واقع در كتيبه او براي اولين بار نام «ايران» ديده ميشود. (ميدانيم كه تا قبل از سال 1935 ميلادي همه كشورها ايران را به نام كشور پارس يا همان پرشيا ميشناختند.)
علاوه بر اينها، يك ساختمان مكعب شكل در نقش رستم ديده ميشود كه به نام كعبه زرتشت مشهور است. برخي آن را محل نگهداري كتابها و اسناد دانستهاند. برخي ديگر آن را مكاني براي موميايي اجساد شاهان قلمداد كردهاند و بعضي هم عقيده دارند كه اين مكان نوعي رصدخانه يا تقويم آفتابي است. همانند اين ساختمان، يكي ديگر نيز در پاساگارد، محل دفن كوروش كبير ديده ميشود. از ديگر عناصر مجموعه نقش رستم، تعدادي استودان (استخواندان) و دو آتشدان هستند.

ادامه نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 22:57 توسط فر یاد |
هشت موضوع شگفت انگيز از زندگي آلبرت آينِشتاين
هشت موضوع شگفت
انگيز از زندگي آلبرت آينِشتاين
هشت موضوع شگفت
انگيز از زندگي آلبرت انيشتن، كه شما هيچ گاه
آنان را نمي دانستيد. بله،همگي ما مي دانيم كه
انيشتن اين فرمول[e=mc2] را كشف كرد. اما
واقعيت آن است كه چيز هاي كمي در مورد زندگي
خصوصي اش مي دانيم،خودتان را بااين هشت
مورد،شگفت زده كنيد!
1-اوبا سر بزرگ متولد شد
1-اوبا سر بزرگ متولد شد
وقتي انيشتن به
دنيا آمد او خيلي چاق بود و سرش خيلي بزرگ تا
آنجايي كه مادر وي تصور مي كرد، فرزندش ناقص
است،اما او بعد از چند ماه سر و بدن او به
اندازه هاي طبيعي بازگشت.
2-حافظه اش به خوبي آنچه تصور مي شود، نبود
2-حافظه اش به خوبي آنچه تصور مي شود، نبود
مطمئنا انيشتن مي
توانسته كتابهاي مملو از فرمول و قوانين را
حفظ كند،اما براي به ياد آوري چيز هاي معمولي
واقعا حافظه ضعيفي داشته است. او يكي از
بدترين اشخاص در به ياد آوردن سالروز تولد
عزيزان بود و عذر و بهانه اش براي اين
فراموشكاري، مختص دانستن آن [تولد ]براي بچه
هاي كوچك بود.
3-او ازداستانهاي علمي-تخيلي متنفر بود
انيشتن از
داستانهاي تخيلي بيزار بود. زيرا كه احساس مي
كرد ،آنها باعث تغيير درك عامه مردم ازعلم مي
شوند و در عوض به آنها توهم باطلي از چيز هايي
كه حقيقتا نمي توانند اتفاق بيفتند ميدهد.
به بيان او "من هرگزدر مورد آينده فكر نمي كنم،زيراكه آن به زودي مي آيد. به اين دليل او احساس مي كرد كساني كه بطور مثال بشقاب پرنده ها را مي بينّند بايد تجربه هايشان را براي خود نگه دارند.
4-او در آزمون ورودي دانشگاه اش رد شد
به بيان او "من هرگزدر مورد آينده فكر نمي كنم،زيراكه آن به زودي مي آيد. به اين دليل او احساس مي كرد كساني كه بطور مثال بشقاب پرنده ها را مي بينّند بايد تجربه هايشان را براي خود نگه دارند.
4-او در آزمون ورودي دانشگاه اش رد شد
درسال 1895 در سن
17 سالگي،انيشتن كه قطعا يكي از بزرگترين
نوابغي است،كه تا كنون متولد شده،در آزمون
ورودي دانشگاه فدرال پلي تكنيك سوييس رد شد.
در واقع او بخش علوم ورياضيات را پشت سر گذاشت ولي در بخش هاي باقيمانده، مثل تاريخ و جغرافي رد شد.وقتي كه بعدها از او در اين رابطه سوال شد؛او گفت:آنها بي نهايت كسل كننده بودند، و او تمايلي براي پاسخ دادن به اين سوالات را در خود آحساس نمي كرد.
در واقع او بخش علوم ورياضيات را پشت سر گذاشت ولي در بخش هاي باقيمانده، مثل تاريخ و جغرافي رد شد.وقتي كه بعدها از او در اين رابطه سوال شد؛او گفت:آنها بي نهايت كسل كننده بودند، و او تمايلي براي پاسخ دادن به اين سوالات را در خود آحساس نمي كرد.
5 علاقه اي به پوشيدن
جوراب نداشت-انيشتن
انيشتن در سنين
جواني يافته بود كه شصت پا باعث ايجاد سوراخ
در جوراب مي شود.سپس تصميم گرفت كه ديگر جوراب
به پا نكند و اين عادت تا زمان مرگش ادامه
داشت.
علاوه بر اين او هرگز براي خوشايند و عدم خوشايند ديگران لباس نمي پوشيد، او عقيده داشت يا مردم اورا مي شناسند و يا نمي شناسند.پس اين مورد قبول واقع شدن[آن هم از روي پوشش] چه اهميتي ميتواند داشته باشد؟
علاوه بر اين او هرگز براي خوشايند و عدم خوشايند ديگران لباس نمي پوشيد، او عقيده داشت يا مردم اورا مي شناسند و يا نمي شناسند.پس اين مورد قبول واقع شدن[آن هم از روي پوشش] چه اهميتي ميتواند داشته باشد؟
6-او فقط يكبار رانندگي
كرد
انيشتن براي رفتن
به سخنراني ها و تدريس در دانشگاه، از راننده
مورد اطمينان اش كمك مي گرفت. راننده وي نه
تنها ماشين اورا هدايت مي كرد، بلكه هميشه در
طول سخنراني ها در ميان،شنوندگان حضور داشت.
انيشتن، سخنراني مخصوص به خود را انجام مي داد و بيشتر اوقات راننده اش، بطور دقيقي آنها را حفظ مي كرد.
يك روز انيشتن در حالي كه در راه دانشگاه بود، باصداي بلند در ماشين پرسيد:چه كسي احساس خستگي مي كند؟
راننده اش پيشنهاد داد كه آنها جايشان را عوض كنند و او جاي انيشتن سخنراني كند،سپس انيشتن بعنوان راننده او را به خانه بازگرداند.
عدم شباهت آنها مسئله خاصي نبود.انيشتن تنها در يك دانشگاه استاد بود، و در دانشگاهي كه وقتي براي سخنراني داشت، كسي او را نمي شناخت و طبعا نمي توانست او را از راننده اصلي تمييز دهد.
او قبول كرد، اماكمي ترديد در مورد اينكه اگر پس از سخنراني سوالات سختي از راننده اش پرسيده شود، او چه پاسخي خواهد داد، در درونش داشت.
به هر حال سخنراني به نحوي عالي انجام شد، ولي تصور انيشتن درست از آب در آمد.دانشجويان در پايان سخنراني انيتشن جعلي شروع به مطرح كردن سوالات خود كردند.
در اين حين راننده باهوش گفت "سوالات بقدري ساده هستند كه حتي راننده من نيز مي تواند به آنها پاسخ گويد"سپس انيشتن از ميان حضار برخواست وبه راحتي به سوالات پاسخ داد،به حدي كه باعث شگفتي حضار شد.
7-الهام گر او يك قطب نما بود
انيشتن، سخنراني مخصوص به خود را انجام مي داد و بيشتر اوقات راننده اش، بطور دقيقي آنها را حفظ مي كرد.
يك روز انيشتن در حالي كه در راه دانشگاه بود، باصداي بلند در ماشين پرسيد:چه كسي احساس خستگي مي كند؟
راننده اش پيشنهاد داد كه آنها جايشان را عوض كنند و او جاي انيشتن سخنراني كند،سپس انيشتن بعنوان راننده او را به خانه بازگرداند.
عدم شباهت آنها مسئله خاصي نبود.انيشتن تنها در يك دانشگاه استاد بود، و در دانشگاهي كه وقتي براي سخنراني داشت، كسي او را نمي شناخت و طبعا نمي توانست او را از راننده اصلي تمييز دهد.
او قبول كرد، اماكمي ترديد در مورد اينكه اگر پس از سخنراني سوالات سختي از راننده اش پرسيده شود، او چه پاسخي خواهد داد، در درونش داشت.
به هر حال سخنراني به نحوي عالي انجام شد، ولي تصور انيشتن درست از آب در آمد.دانشجويان در پايان سخنراني انيتشن جعلي شروع به مطرح كردن سوالات خود كردند.
در اين حين راننده باهوش گفت "سوالات بقدري ساده هستند كه حتي راننده من نيز مي تواند به آنها پاسخ گويد"سپس انيشتن از ميان حضار برخواست وبه راحتي به سوالات پاسخ داد،به حدي كه باعث شگفتي حضار شد.
7-الهام گر او يك قطب نما بود
انيشتن در سنين
نوجواني يك قطب نمابه عنوان هديه تولد از پدرش
دريافت كرده بود.
وقتي كه او طرز كار قطب نما را مشاهده مي نمود، سعي مي كرد طرز كار آن را درك كند. او بعد از انجام اين كار بسيار شگفت زده شد.بنابر اين تصميم گرفت علت نيروهاي مختلف در طبيعت را درك كند.
8-راز نهفته در نبوغ او
وقتي كه او طرز كار قطب نما را مشاهده مي نمود، سعي مي كرد طرز كار آن را درك كند. او بعد از انجام اين كار بسيار شگفت زده شد.بنابر اين تصميم گرفت علت نيروهاي مختلف در طبيعت را درك كند.
8-راز نهفته در نبوغ او
بعد از مرگ
انيشتن در 1955 مغز او توسط توماس تولتز هاروي
براي تحقيقات برداشته شد.
اما اينكار بصورت غير قانوني انجام شد.بعدها پسر انيشتن به او اجازه تحقيقات در مورد هوش فوق العاده پدرش را داد.
هاروي تكه هايي از مغز انيشتن را براي دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد. از اين مطالعات دريافت مي شود كه مغز انيشتن در مقايسه با ميانگين متوسط انسانها،مقدار بسيار زيادي سلولهاي گليال كه مسئول ساخت اطلاعات هستند داشته است.همچنين مغز انيشتن مقدار كمي چين خوردگي حقيقي موسوم به شيار سيلويوس داشته، كه اين مسئله امكان ارتباط آسان تر سلولهاي عصبي را بايكديگر فراهم مي سازد.
اما اينكار بصورت غير قانوني انجام شد.بعدها پسر انيشتن به او اجازه تحقيقات در مورد هوش فوق العاده پدرش را داد.
هاروي تكه هايي از مغز انيشتن را براي دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد. از اين مطالعات دريافت مي شود كه مغز انيشتن در مقايسه با ميانگين متوسط انسانها،مقدار بسيار زيادي سلولهاي گليال كه مسئول ساخت اطلاعات هستند داشته است.همچنين مغز انيشتن مقدار كمي چين خوردگي حقيقي موسوم به شيار سيلويوس داشته، كه اين مسئله امكان ارتباط آسان تر سلولهاي عصبي را بايكديگر فراهم مي سازد.
علاوه بر اينها مغز او داراي تراكم و چگالي
زيادي بوده است و همينطور قطعه آهيانه پاييني
داراي توانايي همكاري بيشتر با بخش تجزيه و
تحليل رياضيات است
ادامه نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 22:54 توسط فر یاد |
بی پاسخ
بی پاسخ
درتاریکی بی آغاز و
پایان
دری در روشنی انتظارم رویید
خودم رادر پس در تنها نهادم
و به درون نهادم
اتاقی بی روزن تهی نگاهم را پر کرد
سایه ای در من فرود آمد
و همه شباهتم را در ناشناسی خود گم کرد
پس من کجا بودم ؟
شاید زندگی ام در جای گمشده ای نوسانداشت
و من انعکاسی بودم
که بی خودانه همه خلوت ها را به هم می زد
و در پایان همه رویاها درسایه بهتی فرو می رفت
من در پس در تنها مانده بودم
همیشه خودم را در پس یک در تنها دیده ام
گویی وجودم در پای این در جا مانده بود
در گنگی آن ریشه داشت
ایا زندگی ام صدایی بی پاسخ نبود ؟
در اتاق بی روزن انعکاسی سرگردان بود
و من درتاریکی خوابم برده بود
در ته خوابم خودم را پیدا کردم
و این هوشیاری خلوت خوابم را آلود
ایا این هوشیاری خطای تازه من بود ؟
در تاریکی بی آغاز و پایان
فکری در پس در تنها مانده بود
پس من کجا بودم ؟
حس کردم جایی به بیداری می رسم
همه وجودم رادر روشنی این بیداری تماشا کردم
ایامن سایه گمشده خطایی نبودم ؟
دراتاق بی روزن
انعکاسی نوسان داشت
پس من کجا بودم ؟
درتاریکی بی آغاز و پایان
بهتی در پس در تنها مانده بود
دری در روشنی انتظارم رویید
خودم رادر پس در تنها نهادم
و به درون نهادم
اتاقی بی روزن تهی نگاهم را پر کرد
سایه ای در من فرود آمد
و همه شباهتم را در ناشناسی خود گم کرد
پس من کجا بودم ؟
شاید زندگی ام در جای گمشده ای نوسانداشت
و من انعکاسی بودم
که بی خودانه همه خلوت ها را به هم می زد
و در پایان همه رویاها درسایه بهتی فرو می رفت
من در پس در تنها مانده بودم
همیشه خودم را در پس یک در تنها دیده ام
گویی وجودم در پای این در جا مانده بود
در گنگی آن ریشه داشت
ایا زندگی ام صدایی بی پاسخ نبود ؟
در اتاق بی روزن انعکاسی سرگردان بود
و من درتاریکی خوابم برده بود
در ته خوابم خودم را پیدا کردم
و این هوشیاری خلوت خوابم را آلود
ایا این هوشیاری خطای تازه من بود ؟
در تاریکی بی آغاز و پایان
فکری در پس در تنها مانده بود
پس من کجا بودم ؟
حس کردم جایی به بیداری می رسم
همه وجودم رادر روشنی این بیداری تماشا کردم
ایامن سایه گمشده خطایی نبودم ؟
دراتاق بی روزن
انعکاسی نوسان داشت
پس من کجا بودم ؟
درتاریکی بی آغاز و پایان
بهتی در پس در تنها مانده بود
سهراب سپهری
ادامه نوشته شده در یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 23:19 توسط فر یاد |
منشور کوروش بزرگ
منشور کوروش بزرگ
اينک که به ياري مزدا ،تاج سلطنت ايران و بابل و کشورهاي جهات چهارگانه را به سر گذاشته ام اعلام ميکنم که تا روزي که زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من ميدهد دين و آئين ملت هايي را که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت حکام و زير دستان من دين و آئين و رسوم ملت هايي که من پادشاه آنها هستم يا ملت هاي ديگر را مورد تحقير قرار دهند يا به آنها توهين نمايند من از امروز که تاج سلطنت را به من ميدهند هرگز سلطنت خود را بر هيچ ملتي تحميل نخواهم کرد و هر ملت آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند يا ننمايد و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد. من تا روزي که پادشاه ايران و بابل و کشوره هاي جهات چهارگانه هستم نخواهم گذاشت که کسي به ديگري ظلم کند و اگر شخصي مظلوم واقع شود من حق وي را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد من تا روزي که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگري را به زور يا به نحو ديگر بدون پرداخت بهاي آن و جلب رضايت صاحب مال تصرف نمايد. من تا روزي که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصي، ديگري را به بيگاري بگيرد و بدون پرداخت مزد وي را به کار وادارد. من امروز اعلام ميکنم که هر کس آزاد است که هر ديني را که ميل دارد بپرستد و در هر نقطه که ميل دارد سکونت کند مشروط بر اينکه در آنجا حق کسي را غصب ننمايد و هر شغل را که ميل دارد پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو که مايل است به مصرف برساند مشروط بر اينکه لطمه به حقوق ديگران نزند. من اعلام ميکنم که هر کس مسئول اعمال خود ميباشد و هيچکس را نبايد به مناسبت تقصيري که يکي از خويشاوندانش کرده مجازات کرد و مجازات برادر گناهکار و برعکس به کلي ممنوع است و اگر يک فرد از خانواده يا طايفه اي مرتکب تقصير شود فقط مقصر بايد مجازات گردد نه ديگران. من تا روزي که به ياري مزدا حکومت ميکنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان را به عنوان غلام و کنيز بفروشند و حکام و زيردستان من مکلّف هستند که در حوزه حکومت و ماموريت خود مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و کنيز بشوند و رسم بردگي بايد به کلي از جهان برافتد و از مزدا خواهانم که مرا در راه اجراي تعهداتي که نسبت به ملتهاي ايران و بابل و ملتهاي ممالک چهارگانه بر عهده گرفتهام موفق گرداند
اينک که به ياري مزدا ،تاج سلطنت ايران و بابل و کشورهاي جهات چهارگانه را به سر گذاشته ام اعلام ميکنم که تا روزي که زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من ميدهد دين و آئين ملت هايي را که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت حکام و زير دستان من دين و آئين و رسوم ملت هايي که من پادشاه آنها هستم يا ملت هاي ديگر را مورد تحقير قرار دهند يا به آنها توهين نمايند من از امروز که تاج سلطنت را به من ميدهند هرگز سلطنت خود را بر هيچ ملتي تحميل نخواهم کرد و هر ملت آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند يا ننمايد و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد. من تا روزي که پادشاه ايران و بابل و کشوره هاي جهات چهارگانه هستم نخواهم گذاشت که کسي به ديگري ظلم کند و اگر شخصي مظلوم واقع شود من حق وي را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد من تا روزي که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگري را به زور يا به نحو ديگر بدون پرداخت بهاي آن و جلب رضايت صاحب مال تصرف نمايد. من تا روزي که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصي، ديگري را به بيگاري بگيرد و بدون پرداخت مزد وي را به کار وادارد. من امروز اعلام ميکنم که هر کس آزاد است که هر ديني را که ميل دارد بپرستد و در هر نقطه که ميل دارد سکونت کند مشروط بر اينکه در آنجا حق کسي را غصب ننمايد و هر شغل را که ميل دارد پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو که مايل است به مصرف برساند مشروط بر اينکه لطمه به حقوق ديگران نزند. من اعلام ميکنم که هر کس مسئول اعمال خود ميباشد و هيچکس را نبايد به مناسبت تقصيري که يکي از خويشاوندانش کرده مجازات کرد و مجازات برادر گناهکار و برعکس به کلي ممنوع است و اگر يک فرد از خانواده يا طايفه اي مرتکب تقصير شود فقط مقصر بايد مجازات گردد نه ديگران. من تا روزي که به ياري مزدا حکومت ميکنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان را به عنوان غلام و کنيز بفروشند و حکام و زيردستان من مکلّف هستند که در حوزه حکومت و ماموريت خود مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و کنيز بشوند و رسم بردگي بايد به کلي از جهان برافتد و از مزدا خواهانم که مرا در راه اجراي تعهداتي که نسبت به ملتهاي ايران و بابل و ملتهاي ممالک چهارگانه بر عهده گرفتهام موفق گرداند

ادامه نوشته شده در یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 1:12 توسط فر یاد |


