تبليغاتX
فر یاد پارسیان
گوشی اصل یا رجیستر

منبع : آسان دانلود | گيگارايانه


امروزه در کشور ما اکثر گوشی های موجود در بازار ریجستر نشده و قاچاقی به کشور وارد می شوند که این موضوع باعث نبسانات قیمت یک مدل گوشی شده که علت ان چیزی به جز غیر اصل بودن ان و به اصطلاح چنج بودن ان است که متاسفانه فروشندگان گوشی های تقلبی و یا چنج خود را به عنوان گوشی اصل به مشتری معرفی می کنند که برای شناسایی گوشی های اصلی و چنج راه های متفاوتی است که از جمله ان ها دادن کد #06#* است که سریال گوشی شما (IMEI) را مشخص نموده و شما می توانید ان را با سریال روی کارتن و باطری همخوانی داشته باشد و در غیر این صورت گوشی شما قاچاق بوده و چنج شده است.
البته بعضی از افراد سودجو برای این مشکل ها هم راه حلی پیدا کردند که با عوض کردن بار کد روی جعبه گوشی قاچاق را با قیمت گوشی اصل می فروشند.
ولی ما امروز برای شما این مشکل را از طریق اینترنت حل خواهیم کرد.

شما با وارد شدن به سایت زیر و دادن سریالی که با دادن کد #06#* به گوشی می بینید در کادر مربوطه می توانید جزیات بیشتری را در مورد گوشی خود را ملاحظه کنید مثلا اگر گوشی شما مدل w700i  سونی اریکسون است اگر بعد از وارد نمودن سریال (IMEI) گوشی٫ مشخصات همان گوشی w700i  خود را یافتید گوشی شما اصل بوده و هیچ گونه مشکلی ندارد و شما می توانید از سرویس ها اپدیت و ... استفاده کنید بدون انکه سیمکارت با گوشی شما مشکلی پیدا کند اما اگر مشخصات داده شده مربوط به گوشی شما نباشد گوشی شما قاچاق یا چنج یا ... می باشد .
به عنوان مثال من يك گوشي K750i را چك كردم كه پس از چك اين سايت مشخصات يك گوشي موتورلا را به من نشان داد . در نتيجه گوشي من چنج شده و غير اصل است ! شما هم ميتوانيد گوشي خود را چك كنيد و از بابت اصل بودن آن مطمئن شويد !
گیگا رایانه

  لينك چك كردن IMEI براي تشخيص اصل بودن گوشي

ادامه نوشته شده در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 0:54 توسط فر یاد |
او کجا و اینها کجا
چقدر فاصله زیاد است

ادامه نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 1:51 توسط فر یاد |

 

ادامه نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 0:10 توسط فر یاد |
تو كه هنوز پولدار نشدي!

 پيرمرد هر بار كه مي خواست اجرت پسرك واكسي كر و لال را بدهد، جمله اي را براي خنداندن او بر روي اسكناس مي نوشت. اين بار هم همين كار را كرد.
پسرك با اشتياق پول را گرفت و جمله اي را كه پيرمرد نوشته بود، خواند. روي اسكناس نوشته شده بود: وقتي خيلي پولدار شدي به پشت اين اسكناس نگاه كن. پسر با تعجب و كنجكاوي اسكناس را برگرداند تا به پشت آن نگاه كند. پشت اسكناس نوشته شده بود: كلك، تو كه هنوز پولدار نشدي!
پسرك خنديد با صداي بلند؛ هرچند صداي خنده خود را نمي شنيد..

ادامه نوشته شده در پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 0:12 توسط فر یاد |
به کوروش چه خواهيم گفت؟


به کوروش چه خواهيم گفت؟
اگر سر بر آرد ز خاک
اگر باز پرسد ز ما
چه شد دين زرتشت پاک
چه شد ملک ايران زمين
کجايند مردان اين سرزمين
به کوروش چه خواهيم گفت؟
اگر ديد و پرسيد از حال ما
چه کرديد بُرنده شمشير خوش دستتان
کجايند ميران سر مستتان
چه آمد سر خوي ايران پرستي
چه کرديد با کيش يزدان پرستي
به شمشير حق ، نيست دستي
که بر تخت شاهي نشسته است
چرا پشت شيران شکسته است
در ايران زمين شاه ظالم کجاست
هوا خواه آزادگي ،
پس چرا بي صداست
چرا خامش و غم پرستيد، هاي
کمر را به همت نبستيد، هاي
چرا اينچنين زار و گريان شديد
سر سفره خويش مهمان شديد
چه شد عِرق ميهن پرستيتان
چه شد غيرت و شور و مستيتان
سواران بي باک ما را چه شد
ستوران چالاک ما را چه شد
چرا مُلک تاراج مي شود
جوانمرد محتاج مي شود
چرا جشنهامان شد عزا
در آتشکده نيست بانگ دعا
چرا حال ايران زمين نا خوش است
چرا دشمنش اينچنين سر کش است
چرا بوي آزادگي نيست، واي
بگو دشمن ميهنم کيست، هاي
بگو کيست اين ناپاک مرد
که بر تخت من اينچنين تکيه کرد
که تا غيرتم باز جوش آورد
ز گورم صداي خروش آورد
به کوروش چه خواهيم گفت؟
اگر سر بر آرد ز خاک

http://manaviat.persiangig.com/image/pasargad_myLove.jpg

ادامه نوشته شده در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 0:29 توسط فر یاد |
داستانک
نجات
با افکارش ورمی رود. با گذشته کوتاه اما خوش.پلکهایش از فرط ضعف به هم چسبیده.رد سرد اشک را روی پوستش حس می کند و نیز میله ای را که جسورانه تا عمق ریه هایش فرو رفته.سرانگشت کشیده همسرش را برای چندمین بار به امید پاسخی می فشارد.بغض راه تنگ نفسش را می بندد.فشار بر بدنش دوچندان می شود.می نالد: ؟«اشهد ان ...»
ناگهان همه جا روشن می شود.نور تند خورشید چشمش را می زند.کسی فریاد می کشد:« یکی هم اینجاست.کمک کنید از زیر آوار بیرونش بکشیم...»
 
*******************************************
قرض
همهمهء زندانیان و صدای دمپایی های زوار در رفته شان بر سنگفرش
 
زندان در هم پیچیده بود.چشمان فرهاد از شادی پر از اشک بود.
- رضا با توام!چت شده؟نکنه ناراحتی بهت عفو خورده!؟هی مرد با توام!
دو قطره اشک از لای ته ریش جوگندمی مرد عبور کرد و روی نامه چکید.آرام گفت:«زندگیم داغون شد.»و بعد نامه را جلوی رفیقش گرفت:
«رضا سلام!بی مقدمه بگم، من دیگه نمی تونم به این وضع ادامه بدم.ما تا ابد از زیر قرضهای تو در نمیایم.ما از هم جدا شدیم،طلاق غیابی.این واسه هردومون بهتره و واسه بچه مون.
 
*****************************************
طلا...
با مادرم به ویترین طلافروشی خیره شده بودیم. ویترین مغازه پر بود از طلا و جواهرات قشنگ و جورواجور. مادرم با لبخند نگاهم کرد و وارد مغازه شد. اما من خیره به طلاها پشت ویترین ماندم. انتخاب کردن کار سختی بود. همه طرحها و مدلها چشمگیر و زیبا بودند اما...
گردنبند مادرم که تازه وارد ویترین شده بود،از همه زیباتر بود...
 
****************************************
 
مادربزرگ
مادر بزرگ بی قرار بود.آن شب آخرین شبی بود که او در کنار ما سپری میکرد.فردا قرار بود پدر،او را به خانه سالمندان ببرد.مادر دیگر نمیخواست او در کنار ما باشد.مادربزرگ حرفی نزد فقط به چهره تک تک ما نگاه کرد.او میخواست پیش ما بماند.ساعت از نیمه شب گذشته بود که مادربزرگ به اتاقش رفت.فردا صبح، هرچه صدایش کردیم از خواب بیدار نشد.او همیشه کنار ماست...
 
********************************************
ادامه نوشته شده در شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 1:29 توسط فر یاد |
غریبه اشنا

 
چراغها را خاموش کنید
 
 می خواهم آسوده سر بر زمین بگذارم
 
غریبه، اگر می خواهی به خواب من بیایی
 
 نامم را که صدا می کنی، کمی آرامتر؛
 
 بگذار تا پسین فردا با خیال خوش تو
 
میان رویاهای شیرینم دست و پا زنم
 
 از من نگیر این لحظه های دلخوشی را
 
نگذار حتی خواب دیدن تو برایم عقده شود ...
 
 یادت می آید حرفی را که زدی؛
 
گفتی می روم،
 
گه گداری شاید به خوابت بیایم
 
شاید در خواب،
 
 تو را به آرزوی دیدنم نزدیک کنم
 
 لااقل همین وعده را برایم بگذار ...
 
 غریبه، به خاطر خدا در نگاهم صادق باش
ادامه نوشته شده در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 0:13 توسط فر یاد |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا