تبليغاتX
فر یاد پارسیان
وایسا دنیا
من ديگه خسته شدم بس كه چشمام بارو نيه
پس دلم تا كي فضا ي غصه رو مهمو نيه
من ديگه بسه برام تحمل اين همه غم
بسه جنگ بي ثمر براي هر زياد و كم

وقتي فايده اي نداره ، غصه خوردن واسه چي
واسه عشقاي تو خالي ، ساده مردن واسه چي
نمي خوام چوب حراجي رو به قلبم بزنم
نمي خوام گناه بي عشقي بيفته گردنم

نمي خوام در به در پيچ و خم اين جاده شم
واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم
يا يه موجود كم و خا ليه پر افا ده شم
وايسا دنيا وايسا دنيا من مي خوام پياده شم

همه حرف خوب ميزنن اماكي خوبه اين وسط
بد و خو بش به شما ما كه رسيديم ته خط
قر بو نت برم خدا چقد ر غريبي رو زمين
آره دنيا ما نخو ا ستيم دلو با خودت نبين

نمي خوام در به در پيچ و خم اين جاده شم
واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم
يا يه موجود كم وخا ليه پر ا فاده شم
وايسا دنيا وايسا دنيا من مي خوام پياده شم

اين همه چر خيديو چر خوندي آخرش چي شد
اون بليط شانس دائم بگو قسمت كي شد

نمي خو ا م در به در پيچ و خم اين جاده شم
واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم
يا يه موجود كم وخا ليه پر ا فاده شم
وايسا دنيا وايسا دنيا من مي خوام پياده شم

ادامه نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 0:27 توسط فر یاد |
از عطاری تا عرفان

فریدالدین ابو حامد محمد بن ابو بكر ابراهیم بن اسحاق عطار نیشابوری یكی از شعرا و عارفان نام آور ایران در اواخر قرن ششم و اویل قرن هفتم هجری قمری است .

او به شغل عطاری و طبابت مشغول بوده تا زمانی كه آن انقلاب روحی در وی به وجود آمد و در این مورد داستان های مختلفی بیان شده كه معروف ترین آن این است كه:

 روزی عطار در دكان خود مشغول به معامله بود كه درویشی به آنجا رسید و چند بار با گفتن جمله چیزی برای خدا بدهید از عطار كمك خواست ولی او به درویش چیزی نداد . درویش به او گفت : ای خواجه تو چگونه می خواهی از دنیا بروی ؟ عطار گفت : همانگونه كه تو از دنیا می روی . درویش گفت :تو مانند من می توانی بمیری ؟ عطار گفت : بله ، درویش كاسه چوبی خود را زیر سر نهاد و با گفتن كلمه الله از دنیا برفت . عطار چون این را دید شدیدا" متغیر شد و از دكان خارج شد و راه زندگی خود را برای همیشه تغییر داد . او بعد از مشاهده حال درویش دست از كسب و كار كشید و به خدمت شیخ الشیوخ عارف ركن الدین اكاف رفت كه در آن زمان عارف معروفی بود و به دست او توبه كرد و به ریاضت و مجاهدت با نفس مشغول شد و چند سال در خدمت این عارف بود . عطار سپس قسمتی از عمر خود را به رسم سالكان طریقت در سفر گذراند و از مكه تا ماورالنهر به مسافرت پرداخت و در این سفرها بسیاری از مشایخ و بزرگان زمان خود را زیارت كرد و در همین سفرها بود كه به خدمت مجدالدین بغدادی رسید . گفته شده در هنگامی كه شیخ به سن پیری رسیده بود بهاءالدین محمد پدر جلال الدین بلخی با پسر خود به عراق سفر می كرد كه در مسیر خود به نیشابور رسید و توانست به زیارت شیخ عطار برود ، شیخ نسخه ای از اسرار نامه خود را به جلال الدین كه در آن زمان كودكی خردسال بود داد . عطار مردی پر كار و فعال بوده چه در آن زمان كه به شغل عطاری و طبابت اشتغال داشته و چه در دوران پیری خود كه به گوشه گیری از خلق زمانه پرداخته و به سرودن و نوشتن آثار منظوم و منثور خود مشغول بوده است .

تنديس عطار نيشابوري

ادامه نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 0:41 توسط فر یاد |
آخرین مدل بچه

ادامه نوشته شده در جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 11:45 توسط فر یاد |
حوّا شدم‏
حوّا شدم‏
دستم به آرزوى محالت نمى‏رسد،
پاى حقيقتى به خيالت نمى‏رسد
غير خودت چه تحفه رهاوردت آورم؟
تقديمِ جمله‏اى به جمالت نمى‏رسد
حوّا شدم، چو سيب تعارف نمودييم‏
غافل از اينكه شوقِ وبالت نمى‏رسد
دوشيزه‏اى به راهِ تو گسترده دامنش‏
شد پير زال و گَردِ وصالت نمى‏رسد
اى پلّه پلّه داده مرا ارتفاعِ عشق،
جايى رسيده‏ام كه مجالت نمى‏رسد
چون حُرمتِ حريمِ توام ناشكسته بِه،
شهناز را مخواه، حلالت نمى‏رسد!...
ادامه نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 0:48 توسط فر یاد |
۲۵ دقيقه مهلت
 

۲۵ دقيقه مهلت
بيست و پنج دقيقه مهلت برای اينکه دوستت بدارم
بيست و پنج دقيقه مهلت برای اينکه دوستم بداری
بيست و پنج دقيقه مهلت برای عشق
زمان کوتاهی است ...
با اين همه من بيست وپنج دقيقه از عمرم را کنار می گذارم تا به تو فکر کنم
تو هم اگر فرصت داری
بيست و پنج دقيقه
فقط بيست و پنج دقيقه به من فکر کن ! ...
بيا بيست و پنج دقيقه از عمرمان را
برای همديگر پس انداز کنيم ...
۵ دقيقه مهلت
پنج دقيقه مهلت برای عاشق شدن
پنج دقيقه مهلت برای تصميم گرفتن
پنج دقيقه مهلت که می تواند طعم زندگی تو را دگر گون کند
پنج دقيقه مهلت برای اينکه بگويی آری يا نه ...
پنج دقيقه بيشتر نيست زود باش
دنيا را معطل نکن !
چيزی بگو !...
تا جهان دوباره از نو به دنيا بيايد !
سیلور استاین-----------------
ادامه نوشته شده در یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 0:31 توسط فر یاد |
انسان مغز بزرگ خود را مديون يک ژن ناقص است
 

 انسان مغز بزرگ خود را مديون يک ژن ناقص است
چگونگي تکامل انسان از ساير پستانداران عالي موضوع جدل هاي زيادي بوده است .
انسان احتمالا مغز بزرگ خود را مديون يک جهش ژنتيکي است که دو ميليون و چهارصد هزار سال قبل روي داد.
www.taranehhagroups.blogfa.com
اين نتيجه مطالعه اي است که اخيرا در نشريه "نيچر" چاپ شده است.
انسان هاي امروزي بدون استثنا حامل اين ژن جهش کرده هستند، اما ساير پستانداران عالي از جمله شامپانزه حامل نمونه جهش نکرده اين ژن هستند.
اين تغيير ممکن است به جمجمه امکان داده باشد شکل تازه اي به خود بگيرد و فضاي لازم را براي رشد مغز فراهم کند.
دانشمندان مي گويند اين تغيير در يک ژن مرتبط با عضلات آرواره که ما از آن براي جويدن و گاز زدن استفاده مي کنيم رخ داد و احتمالا نخستين تفاوت ژنتيکي در زمينه هاي عملي و کارکردي ميان انسان و ساير پستانداران عالي است.
براساس تحقيقاتي که در نشريه نيچر منتشر شده است، اين تغيير ژنتيکي تقريبا دو ميليون و چهارصد هزار سال قبل روي داد و اين همان دوره اي است که نخستين آثار فسيلي از اجداد انسان که داراي جمجمه هاي مدور و آرواره هاي کوچک بودند ظاهر مي شود.
جمجمه انسان از آن زمان تاکنون سه برابر شده و همزمان آرواره او عقب نشسته است.
محققان آمريکايي بر اين باورند که اين نقص ژنتيکي با کوچک کردن آرواره باعث شد از فشار بر جمجمه کاسته و در نتيجه انبساط آن ممکن شود. با رشد جمجمه فضاي بيشتري براي رشد مغز فراهم شد.
www.taranehhagroups.blogfa.com
کمتر کسي است که امروزه نظريه تکامل و اينکه انسان از نسل پستانداران عالي است را انکار کند.
اما اين پرسش که اين فرآيند چگونه به وقوع پيوست موضوع بحث و جدل هاي زيادي بوده است.
با توجه به اين که پروژه رمزگشايي از ژن هاي شامپانزه به زودي تکميل مي شود، اين ژن مي تواند نخستين شاخص اختلافات متعدد ژنتيکي باشد که اساس انسان بودن ما بر آنها استوار است.
 

 

ادامه نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 1:6 توسط فر یاد |
پلی بر فراز کوهستان

 پل شیشه‌ای گراند کانیون

پل شیشه‌ای یا آسمان‌نورد گراند ‌کانیون ، Grand Canyon Skywalk یک جاذبه توریستی است . در 20 مارس 2007 یعنی 4 روز پیش کار آن به اتمام رسید و در 28 مارس برای بازدید عموم آماده خواهد بود. این پل بر فراز رود کلرادو ، در لبه دره گراند کانیون ایالت آریزونای آمریکا قرار گرفته است. بلیط ورودی آن 25 دلار است.

 

ادامه عکسهادر ادامه مطلب

ادامه نوشته شده در یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 13:6 توسط فر یاد |
شرح؟؟

 

ادامه نوشته شده در جمعه دهم فروردین 1386ساعت 1:32 توسط فر یاد |
چند راهی؟
ادامه نوشته شده در چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 1:46 توسط فر یاد |
دلتنگی

 

  
از وقتی که مردم
دلتنگی هایم چندین برابر شده است.
یادت هست؟
حتی آن روزها که تمام ثانیه هایش را
با تو بودن خرج می کردم
آرام و بی صدا می گفتمت:
دلتنگم.
و این دلتنگی لعنتی هیچگاه رهایم نکرد
تا لحظه ی مرگ.
دوستت دارم شیرین ترین کلمه ای ست که
در این مکان عجیب و غریب برایت می نویسم.
وقتی تازه زیر خاکی شدم
قدیمی تر ها تشر می زدند
که چرا هنوز هم به آن بالا فکر می کنی؟
در این جا
اندیشیدن به آن بالاها چندان خوشایند نیست.
هنوز موریانه ها به چشمانم نرسیده اند.
می دانی؟
من نگران قلبم هستم
اگر آن را هم بخورند
دیگر با کجای وجودم باید دوستت داشته باشم؟
اینقدر از من نترس
شب سوم بعد از مرگم
آمدم به خوابت که همین را بگویم،
اما از ترس جیغ زدی و از خواب پریدی.
نفهمیدم چرا تا این حد وحشت کردی !
اما ببین...
به خدا من همان عاشق سابقم
فقط...
فقط کمی مرده ام !
همین......
ادامه نوشته شده در سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 1:17 توسط فر یاد |
باغچه ما
دلم برای باغچه می سوزد
کسی به فکر گل ها نیست
کسی به فکر ماهی ها نیست
کسی نمی خواهد
باور کند که باغچه دارد می میرد
که قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده است
که ذهن باغچه دارد آرام آرام
از خاطرات سبز تهی می شود
و حس باغچه انگار
چیزی مجرد است که در انزوای باغچه پوسیده است.
 
حیاط خانه ی ما تنهاست
حیاط خانه ی ما
در انتظار بارش یک ابر ِ ناشناس
خمیازه می کشد
و حوض خانه ی ما خالی ست
ستاره های کوچک بی تجربه
از ارتفاع درختان به خاک می افتند
و از میان پنجره های پریده رنگ خانه ی ماهی ها
شب ها صدای سرفه می آید
حیاط خانه ی ما تنهاست.
 
پدر می گوید:
«از من گذشت است
از من گذشته است
من بار خود را بردم
و کار خود را کردم»
و در اتاقش، از صبح تا غروب،
یا شاهنامه می خواند
یا ناسخ التواریخ
پدر به مادر می گوید:
«لعنت به هر چه ماهی و هر چه مرغ
وقتی من بمیرم دیگر
چه فرق می کند که باغچه باشد
یا باغچه نباشد
برای من حقوق تقاعد کافی است.»
 
مادر تمام زندگیش
سجاده ایست گسترده در آستان وحشت دوزخ
مادر همیشه در ته هر چیزی
دنبال جای پای معصیتی می گردد
و فکر می کند که باغچه را کفر یک گیاه
آلوده کرده است.
مادر تمام روز دعا می خواند
مادر گناهکار طبیعی است
و فوت می کند به تمام گل ها
و فوت می کند به تمام ماهی ها
و فوت می کند به خودش
مادر در انتظار ظهور است
و بخششی که نازل خواهد شد.
 
برادرم به باغچه می گوید قبرستان
برادرم به اغتشاش علف ها می خندد
و از جنازه ی ماهی ها که زیر پوست بیمار آب
به ذره های فاسد تبدیل می شوند
شماره بر می دارد
برادرم به فلسفه معتاد است
برادرم شفای باغچه را
در انهدام باغچه می داند.
او مست می کند
و مشت می زند به در و دیوار
و سعی می کند که بگوید
بسیار دردمند و خسته و مایوس است
او ناامیدیش را هم
مثل شناسنامه و تقویم و دستمال و فندک و خودکارش
همراه خود به کوچه و بازار می برد
و ناامیدیش
آنقدر کوچک است که هر شب
در ازدحام میکده گم می شود.
 
و خواهرم که دوست گل ها بود
و حرف های ساده ی قلبش را
وقتی که مادر اورا می زد
به جمع مهربان و ساکت آنها می برد
و گاه گاه خانواده ی ماهی ها را
به آفتاب و شیرینی مهمان می کرد...
او خانه آش در آنسوی شهر است
اودر میان خانه ی مصنوعیش
با ماهیان قرمز مصنوعیش
و در پناه عشق همسر مصنوعیش
و در زیر شاخه های درختان سیب مصنوعی
آوازهای مصنوعی می خواند
و بچه های طبیعی می سازد
او
هر وقت که به دیدن ما می آید
و گوشه های دامنش از فقر باغچه آلوده می شود
حمام ادکلن می گیرد
او
هر وقت به دیدن ما می آید آبستن است.
 
حیاط خانه ی ما تنهاست
حیاط خانه ی ما تنهاست
تمام روز از پشت در صدای تکه تکه شدن می آید
و منفجر شدن
همسایه های ما همه در خاک باغچه شان به جای گل
خمپاره و مسلسل می کارند
همسایه های ما همه بر روی حوض های کاشیشان
سرپوش می گذارند
و حوض های کاشی
بی آنکه خود بخواهند
انبارهای مخفی باروتند
و بچه های کوچه ی ما کیف های مدرسه شان را
از بمب های کوچک
پر کرده اند.
حیاط خانه ی ما گیج است.
 
من از زمانی
که قلب خود را گم کرده است می ترسم
من از تصور بیهودگی این همه دست
و از تجسم بیگانگی اینهمه صورت می ترسم
من مثل دانش آموزی
که درس هندسه اش را
دیوانه وار دوست می دارد تنها هستم
و فکر می کنم که باغچه را می شود به بیمارستان برد
من فکر می کنم...
من فکر می کنم...
من فکر می کنم...
و  قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده است
و ذهن باغچه دارد آرام آرام
از خاطرات سبز تهی می شود.
 
 
                                                          فروغ فرخزاد 
ادامه نوشته شده در یکشنبه پنجم فروردین 1386ساعت 0:20 توسط فر یاد |
ترکیبات ویندوز
 بيش از 200 نوع از كليد هاي ميانبر در ويندوز XP

 

در صورتي که دوست داريد تا با سرعت بيشتري با کامپيوتر کار کنيد و خود را حرفه اي تر نشان دهيد ترفندي فوق العاده را براي شما در نظر گرفته ايم. قصد داريم تا بيش از 200 کليد ميان بر در محيط ويندوز را به شما معرفي کنيم که با استفاده از آنها ميتوانيد به طور کامل کارهايي که ميتوانيد با موس انجام دهيد را با کيبورد شبيه سازي کنيد.

Esc لغو عمليات در حال انجام.
F1 راهنما.
F2 در حالت عادي تغيير نام آيتم (هاي) انتخاب شده . در برنامه هاي قديمي تر (معمولا تحت داس)ذخيره فايل جاري.
F3 جستجو.
F4 باز كردن ليست پايين رونده Address Bar
F5 به روز آوري Refresh
F6 مانند كليد Tab بين اجزاي مختلف پنجره جاري سوييچ مي كند.
F10 پرش به منو هاي اصلي يك پنجره مثلFile,Edit,View,...
F11 پنجره جاري را تمام صفحه مي كند.
PrintScreen در ويندوز از كل صفحه نمايش يك عكس مي گيرد و آن را در حافظه كليپ بورد قرار مي دهد و ما مي توانيم در يك برنامه ويرايش عكس مثل Ms-Paint آن را Paste كنيد .
Tab بين اجزاي پنجره جاري سوييچ مي كند .
Space در حالت مرورگر اينترنت اكسپلورر صفحه جاري را به پايين مي برد .مثل Page Down
BackSpace در حالت عادي يعني در مرور ويندوز يك مرحله به بالاتر ميرود (معادل Up) و در مرورگر اينترنت اكسپلورر معادل Back است.
Home رفتن به اول خط در حالت ويرايش متن و رفتن به اول صفحه در حالت مرور.
End رفتن به آخر خط در حالت ويرايش متن و رفتن به آخر صفحه در حالت مرور.
PageUp در حالت مرور چه در اينترنت و چه در ويندوز و معمولا همه جا صفحه به صفحه به بالا مي رود.
PageDown در حالت مرور چه در اينترنت و چه در ويندوز و معمولا همه جا صفحه به صفحه به پايين مي رود.

  تركيبات كليد Ctrl :


Ctrl+q در بعضي از برنامه ها خروج است.
Ctrl+w در اكثر برنامه هايي كه چند فايل را باهم باز مي كنند مثل Ms-Word, كلا Ms-Office , Adobe Photoshop ,Ms-internet Explorer, ... فايل باز شده جاري را مي بندد.
Ctrl+e جستجو در مسير جاري.
Ctrl+r تازه كردن صفحه معادل كليد F5 و Refresh
Ctrl+y وقتي كه يك عمل به عقب باز ميگرديم (Undo) اين كليد ها يك عمل به جلو مي روند (Redo) البته در بعضي برنامه ها معمولا محصولات آفيس مايكروسافت اينگونه هستند .
Ctrl+i باز كردن قسمت علاقه مندي هاFavorites
Ctrl+o باز كردن فايل جديد در اكثر برنامه ها ، معادل File>Open
Ctrl+p پرينت گرفتن در اكثر برنامه ها.
Ctrl+a انتخاب همه آيتم ها.
Ctrl+s در اكثر برنامه ها ذخيره فايل جاري .Save
Ctrl+d در اينترنت اكسپلورر صفحه باز شده جاري را به علاقه مندي ها اضافه مي كند (معادل Favorites>Add to Favorites) و در ويندوز هم آيتم (آيتم هاي) انتخاب شده را پاك مي كند. (ترفندستان.کام)
Ctrl+f جستجو.
Ctrl+h معادل History (ابته در ويرايشگر نوت پد معادل Find / Replace است)
Ctrl+l در اينترنت اكسپلورر معادل File>Open است.
Ctrl+z بازگشت به آخرين عمليات انجام شده .Undo
Ctrl+x انتقال (برش) آيتم مورد نظر در حافظه کليپبوردCut.
Ctrl+c کپي آيتم مورد نظر در حافظه کليپبورد.Copy
Ctrl+v فراخواني آيتم مورد نظر از حافظه کليپبورد.Past
Ctrl+b پنجره سازماندهي علاقه منديها (Organize Favorites) را باز مي كند.
Ctrl+n در اينترنت اكسپلورر (تقريبا تمامي مرورگرها) يك پنجره جديد باز مي كند.
Ctrl+F1 در اكثر برنامه ها ي مختلف راهنماي برنامه را باز مي كند .
Ctrl+F4 باز كردن ليست پايين رونده Address Bar در مرورگر اينترنت اكسپلورر و مرورگر ويندوز.
Ctrl+F10 باز كردن منو هاي بالاي پنجره برنامه ها مثل File,Edit,....
Ctrl+BackSpace موقع ويرايش متن همان كار BackSpace را انجام مي دهد با اين تفاوت كه به جاي پاك كردن كاراكتر به كاراكتر كلمه به كلمه پاك مي كند.
Ctrl+5 معادل Select All در اکثر ويرايشگر هاي متني.
Ctrl+Home درحالت ويرايش مكان نما را به اول صفحه انتقال مي دهد.
Ctrl+End درحالت ويرايش مكان نما را به آخر صفحه انتقال مي دهد.
Ctrl+Insert كپي آيتم(هاي) انتخاب شده در حافظه كليپ بورد(Copy).

  تركيبات كليد Alt :


Alt+A باز كردن منوي علاقه مندي ها و قرار گرفتن بر روي Add to Favorites
Alt+D انتقال مكان نما به Address Bar
Alt+F4 بستن پنجره جاري.
Alt+Space Bar معادل راست كليك بر روي نوار عنوان پنجره جاري.
Alt+Esc پيمايش بين پنجره هاي باز جاري.
Alt+Tab سوييچ كردن بين پنجره هاي باز جاري.
Alt+BackSpace در بعضي از ويرايشگرها معادل Undo عمل مي كند (معمولا ويرايشگرهاي قديمي و تحت داس)
Alt+Home در مرورگر اينترنت اكسپلورر به صفحه خانگي پرش مي كند.
Alt+Right Arrow معادل Forward در مرورگر ويندوز.
Alt+Left Arrow معادل Back در مرور گر ويندوز.
Alt+Number تركيب كليد Alt به همراه زدن يك عدد از قسمت سمت راست صفحه كليد در حالت ويرايش يك كاراكتر معادل كد اسكي عدد وارد شده نمايش مي دهد . مثلا اگر Alt را نگه داشته و 789 را وارد كنيم پس از رها كردن كليد Alt اين كاراكتر نمايش داده مي شود : § .
Alt+Enter متعلقات (Properties) آيتم(هاي) انتخاب شده را نمايش مي دهد.
Alt+PrintScreen از پنجره جاري يك عكس تهيه مي كند و به حافظه كليپ بورد انتقال مي دهد.

  تركيبات كليد Shift :


Shift+F10 معادل راست كليك.
Shift+Del پاك كردن كامل آيتم (هاي) انتخاب شده .يعني بدون اين كه به سطل بازيافت انتقال يابد پاك مي شود.
Shift+tab وارونه كاري كه Tab انجام مي دهد.
Shift+Insert فراخواني اطلاعات از حافظه كليپبورد (Paste)

  تركيبات WinKey :


خود WinKey باز شدن منوي Start در ويندوز.
WinKey+E باز كردن My Computer در حالت Folders.
WinKey+R باز كردن پنجره Run.
WinKey+U باز كردن پنجره Utility Manager.
WinKey+D نمايش دسكتاپ معادل Show Desktop
WinKey+F جستجو.
WinKey+Ctrl+F جستجوي يك كامپيوتر در شبكه.
WinKey+L قفل كردن كامپيوتر .يا رفتن به حالت Swich User
WinKey+M تمامي پنجره هاي باز را Minimize مي كند.
WinKey+Shift+M تمامي پنجره هاي Minimize شده را Restore مي كند.

ادامه نوشته شده در جمعه سوم فروردین 1386ساعت 0:2 توسط فر یاد |
نوروزتان پیروز
ادامه نوشته شده در پنجشنبه دوم فروردین 1386ساعت 0:19 توسط فر یاد |
پرواز گربه
http://i9.tinypic.com/2a4yb1j.jpg

با تشکر از مهدی عزیز(عکسها در ادامه مطلب)

ادامه نوشته شده در چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 1:56 توسط فر یاد |
هفت سین

سفره هفت سین:

در آیین کهن ایران برای چیدن خوان نوروزی ظرف ها را به عدد هفت امشاسپند كه عبارتند از:ارديبهشت،خرداد،امرداد،شهريور،بهمن،اسپندارمذ و خودِ اهورامزدا،بر سر خوان های نوروزی مي گذاشتند و از اين رو خوان نوروزی،به نام هفت سينی(هفت قاب)نام گرفت و بعدها با حذف «ی» به شكل هفت سين درآمد.(در زمان ساسانيان، قاب های زيبای منقوش و گرانبهايی از جنس كائولين از چين به ايران آورده می شد به نام «چينی» و به گويش ديگر به صورت سينی و معرب «صيني» در ايران رواج يافت،و براي چيدن خوان نوروزی از همين ظرف ها استفاده می شد).

*ارديبهشت(با نماد چراغ روغنی یا شمع وشمعدان که مظهر"نور و روشنایی است").

شهريور("تسلط بر نفس،نیروی شهریاری بر خویش"که با نماد فلز یا ظروف فلزی مشخص می شود،در  واقع همان سکه ای که بر هفت سین می گذارند).

*اسپندارمذ("مهر و فروتنی"نشانه اش میوه هایی است که بر سفره می گذارند و نیز گستردن سفره نوروز بر زمین که منشا برکت و رویش است).

*خرداد("رسیدن به رسایی"آب نماد خرداد است).

*امرداد("بی مرگی و جاودانگی" که نشانه اش سبزه است و سبزی و پارچه ای سبز که بر سفره سپید می گسترند).

*اهورامزدا(يكي از لوازم خوان نوروزي، كتاب مقدس است و چون اين جشن ملي است، هر خانواده مي توانست كتاب مذهبي ويژه خود را بر خوان نوروزي بگذارد)

ازدیگرخوراكی هايی كه بر خوان نوروزی می گذاشتند نان بود كه نمادی از بركت است.

شير تازه دوشيده شده در خوان نوروزی نمادی است از غذای نوزادان گيهانی زيرا بنا بر اسطوره آفرينش،انسان، در"گهنبار همسپنتمدم"،يعنی در سيصد و شصت و پنجمين روز سال،آفريده شد. بنابراين در جشن زاديش آدميان، همانطور كه كودك نوزاد به شير نياز دارد، نوزادن گيهانی نيز به شير كه در دين ايران كهن بسيار مقدس است، نياز دارند.

تخم مرغ بن مايه خوان نوروزی است و انواع سفيد و رنگين آن می بايستی خوان هفت سين را زينت بخشد. زيرا تخم و تخمه نمادی است از نطفه و نژاد و در روز جشن تولد آدميان كه تخمه و نطفه پديدار می گردد، تخم مرغ تمثيلی است از نطفه باروری كه به زودی بايد جان گيرد و زندگی يابد و زايش گيهانی انجام پذيرد. پوست تخم مرغ خود نمادی است از آسمان و طاق گيهانی.

سنبل،آينه،سمنو،ماهی،سيب و انار از ديگر چيزهايی است كه خوان نوروزی به آنها مزين می شود.

نوروز نه تنها قبل از دوران هخامنشیان،که،پیش از زرتشت،به‌صورت‌يك‌ جشن‌ملي‌براي‌ايرانيان‌گرامي ‌بوده‌و جشن‌گرفته‌مي‌شده‌است‌،گرچه بعد ازحمله‌اعراب‌به‌ايران‌مدتي‌برگزار نمي شده اما به‌دلیل شور وعشق مردمان ايران‌به‌پاس داشتن این آیین،باقي‌و براي‌ما به‌يادگار مانده‌است‌،امید که ما نیز این رسم نیک را با شکوه و شور و سور،جاوید نگاه داریم.

"نوروز پیروز"

ادامه نوشته شده در چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 1:35 توسط فر یاد |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا