زود قضاوت نکنيد!
2-- فرض بفرماييد حالا موقع انتخابات است و شما بايد از ميان سه كانديداى رياست جمهورى ، يكى را انتخاب كنيد . شما كداميك از اين سه كانديدا را انتخاب خواهيد كرد ؟
لطفا نخست تصميم تان را بگيريد ، بعدا به پاسخ اين پرسش ها توجه فرماييد .
و اما پاسخ پرسش ها :
1 -- كانديداى اولى فرانكلين روزولت است .
2 -- كانديداى دومى وينستون چرچيل است .
و كانديداى سومى ، آدولف هيتلر !!
و اما پاسخ به پرسش نخست :
اگر شما به سئوال مربوط به آن عليا مخدره حامله پاسخ مثبت داده ايد ، از تولد بتهوون جلوگيرى كرده ايد !!
اتـل متل يه بابا كه اون قديم قديماحسرتشو مي خوردن تمومي بچه هااتل متل يه دختر دردونه باباش بودهر جا كه بابا مي رفت دخترش هم با هاش بوداون عاشق بابا بود بابا عاشق اون بودبه گفته رفيقاش بابا چه مهربون بوديه روز آفتابي بابا تنها گذاشتشعازم جبهه ها شد دخترُ جا گذاشتشچه روز هاي سختي بود اون روز هاي جداييچه سال هاي بدي بود ايام بي باباييچه لحظه سختي بود اون لحظه رفتنشولي بدتر از اون بود لحظه بر گشتنشهنوز يادش نرفته نشون به اون نشونهاونكه خودش رفته بود آوردنش به خونهزهرا به اون سلام كرد بابا فقط نگاش كرداداي احترام كرد بابا فقط نگاش كردخاك كفش بابا رو سرمه ي تو چشاش كردهي بابا رو بغل كرد بابا فقط نگاش كردزهرا براش زبون ريخت دو صد دفعه صداش كردپيش چشاش ضجه زد بابا فقط نگاش كرداتل متل يه بابا يه مرد بي ادعامي خوان كه زود بميره تمومه خواستگارااتل متل يه دختر كه بر عكس قديمابراش دل مي سوزونن تمومي بچه هازهرا به فكرباباس بابا به فكر زهراگاهي به فكر ديروز گاهي تو فكر فردايه روزي مي گفت كه خيلي براش آرزو دارهولي حالا دخترش زيرش لگن مي ذارهيه روز مي گفت دوسْت دارم عروسيتو ببينمولي حالا دخترش ميگه به پات مي شينممي گفت برات بهترين عروسي رو مي گيرمولي حالا مي شنوه تا خوب نشي نمي رموقت غذا كه مي شه سرنگُ ور ميدارهگوشه لُپ باباش سرنگ و مي فشارهبراي اشك چشماش هي بهونه مياره”غصه نخور بابا جون اشكم مال پيازه“بابا با چشماش مي گه خدا برات بسازههر شب وقتي بابا رو مي خوابونه توي جاشبا كلي اندوه و غم ميره سر كتاباشحافظُ ور مي داره راه گلوش مي گيرهقسم مي ده حافظُ خواجه بابام نميرهدو چشمشُ مي بنده خدا خدا ميكنهبا آهي از ته دل حافظ ُ وا مي كنهفال ُ شاهد فال ُ به يك نظر مي بينهنمي خونه ، چرا كه هر شب جواب همينهديشب كه از خستگي گرسنه خوابيده بودنيمه شب چه خوابِ قشنگي رو ديده بودتو يك باغ پر از گل پر از گل شقايقميون رودي بزرگ نشسته بود تو قايقيه خورده اونطرف ترميون دشت لالهبابا سوار اسبه مگه ميشه ؟ محالهبابا به آسمون رفت به پشت يك در رسيدبا دستاي مردونش حلقه در و كوبيدندايي اومد از غيب دروازه رو واكنيدمهمون رسيده از راه قصري مهيا كنيدوقتي بلند شد از خواب ديد كه وقت اذونهعطر گل نرگسي پيچيده بود تو خونههي بابا رو صدا كرد بابا چشاش بسته بودديگه نگاش نمي كرد بابا چقدر خسته بودآي قصه قصه قصه يه دختر شكستهكه دستهاي ظريفش چند يال پينه بسهچند ساليه كه دخترزرنگ و ساعي شدهاز اون وقتيكه بابا قطع نخاعي شدهنشونه بيعته پينه دست زهرابهترين شفاعته نگاه گرم بابا
وحشتی سراسر وجودم را در خود میپیچد
دره های عمیقی را تصور می کنم که نعره های جانسوزی از اعماقش به گوش میرسد
آسمان سرخ و سیاه و هوا مملو از دودهای غلیظ و سوزنده
چگونه آتش غضبت ای مهربان پرودگار خوبیها , ای بخشنده تمامی بدیها و سرکشی ها , پوست تن بندگانت این انسانهای خطاکرده و نادم را می سوزاند
چگونه می توانم تصور کنم مغز های در کاسه جمجمه جوشان یاغیان دنیوی را ...
شاید خدای من هیچگاه نظری بر جهنمش نمی اندازد ...
اینگونه برایم باور پذیرتر است
اگر شیطان از جهنم فرار کند و دوباره در قالب ماری , پرنده ای ویا هر چیز دیگری درآید چه ؟
تردید و شک بر وجودم سایه می افکند
خسته ام از تردید ها و ندانسته ها
احساس ضعف می کنم ...
نمی دانم زبان مشترک ارواح چه خواهد بود , لاتین , عربی , فرانسه و یا چیز دیگری
نمی دانم بچه های شیر خواره ای که مرده اند چگونه در بهشت زندگی خواهند کرد و دایه اشان چه کسی خواهد بود
نمی دانم مردم در بهشت تعطیلات آخر هفته را کجا می روند
و نمی دانم دره های آتشین جهنم , تعطیلی هم دارد یا نه
دچار کفر نشده ام , هرگز ...
ولی خدایم از من می خواهد ندانسته هایم را بازگو کنم
مغز من ترکیبی از ندانسته های در هم پیچیده است و این برایم بزرگترین و نابخشوده ترین گناهان به شمار می رود
آه خدا خوب من ...
خدای خیلی دور , خدای خیلی نزدیک
هم با تو احساس آشنایی می کنم و هم غریبگی ...
و تمام این عیب ها از منست , ازدرون من ,
من میوه های خوشمزه بهشت را نمی خواهم و از شیر و عسل هم خوشم نمی آید
با حوریان مناسبتی ندارم که خود معشوقی دارم هزاران بار زیبنده تر و دلفریب تر از تمامیشان
قصر های بزرگ و زر و سیم نمی خواهم که اتاقی کوچک با کتابخانه ای ساده مرا بس است
من خوب بودن را , ( که معنایش با تو بودن و حل شدن در حضور توست ) به تمامی اینان ترجیح می دهم
تا زنده ام با منی و با توام و می دانم پس از مرگ نیز دستم را رها نخواهی کرد
قوت قلب منی
حضورت و یادت آرامش بخش منست
ذهنم را نباید بیش از این درگیر اما و اگرها کنم ..
پاداشی برای خوب بودن , جز خوب ماندن , نمی خواهم
اگر اشتباه کردم و لغزیدم از راهی که با تو می روم ، دستم را بگیر و جهنم را وعده ام نده
آفریده توام , نه غریبه و تو خود خوب از درون من آگاهی ...
خوب بودنم تنها دلیل بودن من است , دلیل بودنم را پاداشم نده ای دلیل بودنم
چیز تازه ای بگو که مشتاق شنیدم
تکانم بده از رخوت ندانسته ها
من تشنه تحرکم ....
دستم را رها نکن که جهنم درونم بی تو شعله ور می شود
مرا به خویش بخوان
که تو را هزاران بار به خویش خوانده ام ....
Sayeh Roushan 

گويي نوازش نمي کرد، باران صورتم را
وامروز دوباره شکست
تکه اي از شکسته هاي قلبم
درآن گوشه ي پاييزي
گريه ام، فريادم، تنها سکوتي بود
تا حرفهايم
در بستري از بغض بخوابند
کاش گفته بودم...
کاش گفته بودم تو روزي بتي بودي
که قلبم ستايشت مي کرد
دريغ از گوشه چشمي
که همان، بت شکنم کرد
وامروز...
بخشايش عذرم
مفهومي بي رنگ است
گمشده در اعماق تاريک قلبم
۱
-اگه پير شدن به اينه كه دل آدم كوچيك شه خدايا منو پير نكن كه اصلن حوصله شو ندارم...(بهروز وثوقي در قيصر)۲
-قديميا مي گفتن هميشه مواظب باش چه آرزويي مي كني چون ممكنه برآورده بشه...(خانه اي روي آب)۳
-وقتي رفتي نفهميدم كي رفت ٬حالا كه اومدي مي فهمم كي اومده...(بهروز وثوقي در گوزنها)۴
-ساعت زنگ زده ديگه زنگ نمي زنه چون زنگاشو زده...( بهروز وثوقی درسوته دلان)۵
-اين روزا از راهه هنر نميشه نون خورد اما كار نقاشي روي مانتو يك كار هميشگي و دائمي ست نه اجازه ساخت مي خواد نه پروانه نمايش...(بوي كافور ٬ عطر ياس)۶
-نجابت موقعي ارزش پيدا مي كنه كه آدم حق انتخاب داشته باشه...(خانه اي روي آب)۷
-اسمش فاطيه...يه روزي عاشقم بود...اما حالا ديگه دوسم نداره...(بهروز وثوقي درگوزنها)۸
-مي خوام بيشتر از حقم نفس بكشم...(داود رشيدي در كندو)۹
-خانوم خانومه...سبزي فروش كه باشه احترامش بيشتر...(داريوش ارجمند در اعتراض)۱۰
-دلم مي خواد يه جورايي كلكم كنده شه...(فريبرز عرب نيا در سلطان)۱۱
-همه ي عمر دير رسيديم...(جمشيد مشايخي در سوته دلان)۱۲
-به سلامتيه سه تن: رفيق٬ ناموس٬ وطن...به سلامتيه سه كس: زنداني٬ سرباز٬ بي كس...(مهدي فتحي در اعتراض)۱۳
- تو اين مملكت نظر تنگي شغل دومه همس...(خانه اي روي آب)۱۴
-از من به تو روا نيس به اصطلاح گردن كلفت...(پروين سليماني در كندو)۱۵
-كفش شما از گليم ما تميزتره...(بهمن مفيد در نفس بريده(سيروس الوند)۱۶- صدامون مهمون داره...تنها نيستيم...(مهدي فتحي در اعتراض)
۱۷
-خيلي نامردي...خيلي كثافتي...(داود رشيدي در كندو)۱۸
-اگه بخواي من٬ مني باشم كه تو ميگي كه ديگه من٬ من نيستم...(خسرو شكيبايي در هامون)۱۹
-اگه مي دونستم سرنوشته ما رو كي مي بافه بهش مي گفتم ماله منو از اول بشكافه...هديه تهراني در خانه اي روي آب)۲۰
-من از دوري شماها پير شدم ٬ شما از دوري من جوون...(داريوش ارجمند در اعتراض)۲۱
-ببين عباس آقا اگه رضايت دادي٬ دادي اگه ندادي بازم همديگه رو مي بي نيم...(بهروز وثوقي در گوزنها)۲۲
- کجا منتظرت باشم عروس خانوم ، تو بازار ؟ ...( بهمن مفید به بهروز وثوقی در داش اکل )۲۳
- پس توام فهمیدی بابا اون دیگه دوسم نداره ...(گوگوش در بیتا )۲۴
- من مش حسن نیستم گاو مش حسنم (عزت اله انتظامی در گاو )۲۵
-من سگ نمی کشم ...(بهروز وثوقی در داش آکل )۲۶
- آخ که چقدر دشمن داری خدا ؛ دوستاتم که ماییم یه مشت عاجز علیل ناقص عقل که در حقشون دشمنی کردی ...( بهروز وثوقی درسوته دلان )۲۷
-نه دیگه جنگیه ! ...(پرویز پرستویی در آژانس شیشه ای)۲۸-مهم نیست تا حالا هزار تا عروس اومده فوت کرده و باد مارو برده تو فقط بازیت رو بکن ...
(خسرو شکیبایی در دختر دایی گم شده )
۲۹
- مو ساز زدُم ... (ساز دهنی (امیر نادری ))۳۰
-تو اولی نیستی ، من با خیلیا عاشقیت داشتم ...اما دیگه تا وقتی پیش آقام خاکم کنن ، خود خودتی اگه اولی نبودی اینو بدون آخری هستی ... (بهروز وثوقی به شهره آغداشلو در سوته دلانفاصله
شاعر: یغما گلرویی (از مجموعه مگر تو با ما بودی؟ )
فاصله یه حرف ساده س ، بین دیدن و ندیدن
بگو صرفه با کدومه ، شنیدن یا نشنیدن ؟
ما می خواستیم از درختا کاغذ و قلم بسازیم
بنویسیم تا بمونیم پشت سایه جون نبازیم
اینه ها اونجا نبودن تا ببینیم که چه زشتیم
رو درخت با نوک خنجر « زنده باد درخت » نوشتیم
زنگ خوش صدای تفریح واسه مون زنگ خطر شد
همه چوبای جنگل ، دسته ی تیغ تبر شد
کسی معنی خطوط روی کنده رو نفهمید
از صدای اره برقی شونه ی درختا لرزید
فاصله یه حرف ساده س ، بین دیدن و ندیدن
بگو صرفه با کدومه ، شنیدن یا نشنیدن ؟
اگه حرفم رو شنیدی جنگل رو نده به پاییز
کاری کن درخت باغچه تن نده به خنجر تیز
با جوانه ها یکی شو ! قد بکش ! نگو که سخته !
جنگل تازه به پا کن ! هر یه آدم یه درخته !
فاصله یه حرف ساده س ، بین دیدن و ندیدن
بگو صرفه با کدومه ، شنیدن یا نشنیدن ؟
سخت اما پر خاطره

ادامه عکسها در ادامه مطلب
روزهاي ترانه و اندوه
روزگار بلند و بي فرجام
از فغان نگفته ها انبوه
پي هم انس خويشتن گشتن
سالخوردن به کوچه هاي غريب
تيغ افسوس بر سر اوردن
تيرگي هست و شب چراغي نيست
پشت ديوراهاي تو در تو
هيچ سبزينه اي ز باغي نيست
پوچ و خالي ز دلسپردن ها
روزگار پليد و دژخيمي
بر سر دار يار بردن ها
جغد ها را به شاخه ها ديدن
روزهايي که نيست ديگر هيچ
در کت مردها پلنگيدن

داوينچی مرموز ( موناليزا)
آثار داوینچی اغلب دارای رمز و راز خاص خود هستند که همین امر باعث شهرت بیشتر داوینچی شده است. مشهورترین اثر داوینچی مونالیزا یا لبخند ژکوند است درباره این نقاشی نکات زیادی گفته شده است از جمله :

*آغاز به کار داوینچی برای کشیدن این تابلو در سال ۱۵۰۳ بود و تا ۱۵۰۷ اتمام آن به طول انجامید . (همین یک نکته کافی است که به اهمیت این نقاشی برای داوینچی پی برده شود)
*شيوه ای که لئوناردو در ترسيم چشمان موناليزا به کار گرفته باعث می شود تا شما از هر زاويه ای که به نقاشی نگاه کنيد چشمان موناليزا را متوجه خودتان ببينيد .
*لبخند خفيفی که بر لبان موناليزا است تنها در صورتی ديده می شود که شما به هر جايی از نقاشی غير از لبان موناليزا نگاه کنيد و به محض خيره شدن به لبان موناليزا اين لبخند به کلی ناپديد می شود
*طرز نشستن موناليزا (که آرنج دست چپ را بر دسته صندلی قرار داده و کف دست راست را بر مچ دست چپ )هنوز هم يکی از ژست های محبوب عکسان است
*پلی که در پس زمينه پشت شانه چپ موناليزا ديده می شود هنوز هم به عنوان يکی از جاذبه های شهر بورونو پذيرای توريست هاست
* آرواره های موناليزا مردانه است و اين حدس زده می شود که لئوناردو چهره خودش را به تصوير کشيده است.

*در این نقاشی دستهای موناليزا متورم است به اعتقاد برخی این امر دليل بر آبستن بودن موناليزا است
* حلقه ای در دستان موناليزا وجود ندارد تا نشان دهد که او متاهل است
*سال ۱۹۱۱ اين نقاشی توسط يک نقاش ايتاليايی به نام «وينچنزو پروجيا» به سرقت رفت تا به کشور ايتاليا بازگشت داده شود . که البته دو سال بعد از آن نقاشی يافت شد و مجددا به لوور منتقل گرديد
آپارتمان 8/1 میلیارد تومانی در طبقه 54
گزارش خبرنگار فارس از مسئول فروش برج بینالملل حاكی است، برج 54 طبقه بینالملل تهران در تقاطع بزرگراههای كردستان و حكیم از طبقه نخست با پایه قیمت متری 2 میلیون و 370 هزار تومان شروع میشود و به ازای هر طبقه كه اضافه میشود، بین 40 تا 60 هزار تومان به قیمت هر متر مربع اضافه میشود.
بنابراین گزارش، كوچكترین آپارتمان برج یاد شده 160 متر مربع و آپارتمانهای بالاتر با متراژهای بالای 200 تا 300 متر میباشند.
بنابراین گزارش، قیمت هر متر مربع آپارتمان در طبقه 54 برج بلندمرتبه ایران با احتساب قیمت پایه 73/2 میلیون تومان و افزایش 40 تا 60 هزار تومان به ازای هر طبقه در نهایت متری 5 میلیون و 970 هزار تومان یعنی نزدیك به 6 میلیون تومان خواهد بود.
براساس این گزارش، خرید یك آپارتمان 300 متری بر فراز برج 54 طبقه حدود 8/1 میلیارد تومان هزینه در بردارد.
اكبریان یك جوان بنگاهدار نیز به خبرنگار فارس گفت: آپارتمانهای 2 و 3 خوابه معروف به Pent house با متراژهای 200 تا 300 متری هستند كه به قیمت 3 تا 5/3 میلیون تومان به فروش میرسند.
وی گفت: در این آپارتمانها همه گونه امكانات رفاهی مانند درهای التكرونیك، كلید برق حساس كه خود به خود با حضور انسان روشن میشوند، آشپزخانه با سرویس كامل، یخچال دو در ساید بای ساید (پهلو به پهلو)، گازهای فر، سرخ كن، ماشین لباسشویی، ماشین ظرفشویی، مایكروفر و هودهای خارجی آشپزخانه هستند.
این بنگاهدار در مورد مشتریان آپارتمانهای لوكس، گفت: خریدار این برجها كاسبان بازار، بازرگانان، صاحبان كارخانه، وكیلان دادگستری و پزشكان متخصص هستند.
شاگرد بنگاهی كه در خیابان نیاوران مشغول كار است، در پاسخ به مشتری كه گفت: ببخشید آقا آپارتمان با قیمت 100 میلیون تومان سراغ دارید، گفت: ارزانترین آپارتمان این منطقه 150 میلیون تومان است.
این جوان كه از ترس دعوای صاحبكارش حاضر نشد نام خود را بازگو كند و یا مصاحبه ای داشته باشد، با حسرت در پاسخ به این پرسش خبرنگار فارس كه ویژگی آپارتمانهای شیك چیست و نرخ خرید آنها چقدر است، گفت: این آپارتمانها همه امكانات رفاهی را دارند و قیمت آنها بین متری 3تا 5 میلیون تومان است.
وی ادامه داد: چه فایده ما كه همه اش كار میكنیم و آخر ماه 400 هزار تومان بیشتر نمیگیریم، ولی افراد پولدار هرچه بخواهند با پول تهیه میكنند، این آپارتمانها را فقط پولدارها میخرند.
*آپارتمانهایی كه انسان را جوان میكند
یك بنگاهدار گفت: زندگی در آپارتمانهای شیك، انسان را جوانتر میكند، در پشت بام برخی از این آپارتمانهای ویژه شیك، چمنكاری، درختكاری و مانند یك بوستان آذینبندی شده و انسان در آن لذت میبرد.
وی گفت: تفریح پولدارها هم با انسانهای عادی فرق دارد، اینها پولدارن،پولدار
عکسها ادامه مطلب







