تبليغاتX
فر یاد پارسیان
آهنگ محمد رضا هدایتی به نام تو
آهنگ محمد رضا هدایتی به نام تو
http://i1.tinypic.com/316b7nr.jpg

دانلود
ادامه نوشته شده در شنبه سی ام دی 1385ساعت 23:46 توسط فر یاد |
فریاد
نمي دانم
نمي دانم..چه بود
نمي دانم..فرشته بود
نمي دانم..عشق بود
نمي دانم..چه بود
مي خواهم در اوج فرياد بزنم و بگوييم .
اين حق من نبود...
اين آشفتگي آخه مال من نبود.
آرزويم چيزه دگر بود..
اما افسوس طالعم.نحس بود
و او شد يك خاطره..
 
گناه من چه بود که این گونه غمهایم را باید در چشمان حبس می کردم
 
 
وفریادم  فقط سکوت غمم بود!
ادامه نوشته شده در شنبه سی ام دی 1385ساعت 23:42 توسط فر یاد |
عکسی از محمود احمدی نژاد به همراه خانمی با پوشش غیر اسلامی
 عکسی از محمود احمدی نژاد به همراه خانمی با پوشش غیر اسلامی،

Photo
ادامه نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 0:28 توسط فر یاد |
اگر شما زن حامله اى را بشنا سيد كه

زود قضاوت نکنيد!

 1-- اگر شما زن حامله اى را بشنا سيد كه در حال حاضر هشت تا بچه ى كور و كچل دارد ، آيا موافق هستيد كه اين خانم حامله سقط جنين بكند تا يك نفر ديگر به كور و كچل هاى اين دنياى لعنتى اضافه نشود ؟
اين را هم بگويم كه : از هشت تا كور و كچل هاى اين عليامخدره ى محترمه ! ، سه تا شان كر و لال ، دو تا شان نا بينا ، يكى شان عقب افتاده ى ذهنى است و خود عليا مخدره هم به بيمارى سيفليس مزمن مبتلاست ! به نظر شما آيا اين خانم حامله ، بايد سقط جنين كند ؟؟
بجاى اينكه به اين پرسش ، تر و فرز ، پاسخ بدهيد ، اجازه بفرماييد سئوال دوم را مطرح كنم .
2-- فرض بفرماييد حالا موقع انتخابات است و شما بايد از ميان سه كانديداى رياست جمهورى ، يكى را انتخاب كنيد . شما كداميك از اين سه كانديدا را انتخاب خواهيد كرد ؟
الف -- كانديداى اولى ، با سياستمداران و سياست بازان حقه باز و بد كاره و لجاره و مفتخور و بد نام ، بده بستان دارد و اهل فال بينى و پيشگويى و استخاره و اين نوع مزخرفات است . روزى هشت تا ده ليوان مارتينى مى خورد ، سيگار برگ دود مى كند و دو تا فاسق لگورى هم دارد .
ب --- كانديداى دومى ، تا لنگ ظهر مى خوابد . ترياك مى كشد . و هر شامگاه نيم بطر ويسكى را روانه ى خندق بلا مى كند .
ج --- كانديداى سوم ، يك قهرمان جنگ است ، گوشت نمى خورد ، سيگار نمى كشد ، گاهگدارى يك ليوان آبجو مى نوشد ، و اهل زن بازى و حقه بازى هاى ديگر هم نيست .
شما كداميك از اين سه نفر را روانه ى كاخ رياست جمهورى خواهيد كرد ؟؟
لطفا نخست تصميم تان را بگيريد ، بعدا به پاسخ اين پرسش ها توجه فرماييد .
و اما پاسخ پرسش ها :
1 -- كانديداى اولى فرانكلين روزولت است .
2 -- كانديداى دومى وينستون چرچيل است .
و كانديداى سومى ، آدولف هيتلر !!
و اما پاسخ به پرسش نخست :
اگر شما به سئوال مربوط به آن عليا مخدره حامله پاسخ مثبت داده ايد ، از تولد بتهوون جلوگيرى كرده ايد !!
ادامه نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 23:56 توسط فر یاد |
ورژن جدید آهنگ نفس بریده
 ورژن جدید آهنگ نفس بریده با صدای محسن چاوشی و محسن یگانه


http://i16.tinypic.com/2zfk6dy.jpg


دانلود
ادامه نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 0:15 توسط فر یاد |
اَتَلَ مَتَل يه بابا…
 
شعري از كتاب دفتر آبي ميباشد سروده سپـهر ،
كه تقديم ميكنم  همه فرزندان جانبازان
      
          اَتَلَ مَتَل يه بابا…
  اتـل متل يه بابا   كه اون قديم قديما
 حسرتشو مي خوردن تمومي بچه ها
 اتل متل يه دختر دردونه باباش بود
هر جا كه بابا مي رفت دخترش هم با هاش بود
اون عاشق بابا بود  بابا عاشق اون بود
 
به گفته رفيقاش بابا چه مهربون بود
يه روز آفتابي بابا تنها گذاشتش
عازم جبهه ها شد دخترُ جا گذاشتش
چه روز هاي سختي بود اون روز هاي جدايي
چه سال هاي بدي بود  ايام بي بابايي
چه لحظه سختي بود اون لحظه رفتنش
ولي بدتر از اون بود لحظه بر گشتنش
هنوز يادش نرفته  نشون به اون نشونه
اونكه خودش رفته بود آوردنش به خونه
زهرا به اون سلام كرد بابا فقط نگاش كرد
اداي احترام كرد  بابا فقط نگاش كرد
خاك كفش بابا رو سرمه ي تو چشاش كرد
هي بابا رو بغل كرد بابا فقط نگاش كرد
زهرا براش زبون ريخت دو صد دفعه صداش كرد
پيش چشاش ضجه زد  بابا فقط نگاش كرد
اتل متل يه بابا   يه مرد بي ادعا
مي خوان كه زود بميره تمومه خواستگارا
اتل متل يه دختر كه بر عكس قديما
براش دل مي سوزونن تمومي بچه ها
زهرا به فكرباباس  بابا به فكر زهرا
گاهي به فكر ديروز گاهي تو فكر فردا
يه روزي مي گفت كه خيلي براش آرزو داره
ولي حالا دخترش زيرش لگن مي ذاره
يه روز مي گفت دوسْت دارم عروسيتو ببينم
ولي حالا دخترش ميگه به پات مي شينم
مي گفت برات بهترين عروسي رو مي گيرم
ولي حالا مي شنوه تا خوب نشي نمي رم
 
 
 
وقت غذا كه مي شه سرنگُ ور ميداره
گوشه لُپ باباش سرنگ و مي فشاره
براي اشك چشماش هي بهونه مياره
”غصه نخور بابا جون اشكم مال پيازه“
بابا با چشماش مي گه خدا برات بسازه
هر شب وقتي بابا رو مي خوابونه توي جاش
با كلي اندوه و غم ميره سر كتاباش
حافظُ ور مي داره راه گلوش مي گيره
قسم مي ده حافظُ خواجه بابام نميره
دو چشمشُ مي بنده خدا خدا ميكنه
با آهي از ته دل  حافظ ُ وا مي كنه
فال ُ شاهد فال ُ به يك نظر مي بينه
نمي خونه ، چرا كه هر شب جواب همينه
ديشب كه از خستگي گرسنه خوابيده بود
نيمه شب چه خوابِ قشنگي رو ديده بود
تو يك باغ پر از گل پر از گل شقايق
ميون رودي بزرگ نشسته بود تو قايق
يه خورده اونطرف ترميون دشت لاله
بابا سوار اسبه مگه ميشه ؟ محاله
بابا به آسمون رفت به پشت يك در رسيد
با دستاي مردونش حلقه در و كوبيد
ندايي اومد از غيب دروازه رو واكنيد
مهمون رسيده از راه قصري مهيا كنيد
وقتي بلند شد از خواب ديد كه وقت اذونه
عطر گل نرگسي پيچيده بود تو خونه
هي بابا رو صدا كرد بابا چشاش بسته بود
ديگه نگاش نمي كرد بابا چقدر خسته بود
 
 
آي قصه قصه قصه يه دختر شكسته
كه دستهاي ظريفش چند يال پينه بسه
چند ساليه كه دخترزرنگ و ساعي شده
از اون وقتيكه بابا قطع نخاعي شده
نشونه بيعته پينه دست زهرا
بهترين شفاعته نگاه گرم بابا
ادامه نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 0:4 توسط فر یاد |
مهدی اخوان ثالث
 اسم شعر(اواز کرک) از مهدی اخوان ثالث که این شعر رو به صادق چوبک تقدیم کرده
 (کرک )همون بلدرچین که اوازی داره شبیه تلفظ (بدبده)و صیادان برای شکاراین مرغ حیله عجیبی به
کار میبرندتور میگسترانندوصدای جفتجویی پرنده رو در می ارن و اون به هوای صدا میادو به دام می افته
 
 
بده......بدبد.......چه امیدی؟چه ایمانی؟
(...کرک جان خوب میخوانی
من این اواز پاکت را درین غمگین خراب اباد
چو بوی بالهای سوخته ت پرواز خواهم داد
گرت دستی دهد با خویش در دنجی فراهم باش
بخوان اواز تلخت را ولیکن دل به غم مسپار
کرک جان بنده ی دم باش...)
(....بده ...بدبد...ره هر پیک و پیغام و خبر بسته ست
نه تنها بال و پر بال نظر بسته ست
قفس تنگ ست و در بسته ست.....)
(بده ......بدبد...دروغین بود هم لبخند و هم سوگند
دروغین ست هر سوگند و هر لبخند
و حتی دلنشین اواز جفت تشنه ی پیوند...)
(من این غمگین سرودت را
هم اواز پرستوهای اه خویشتن پرواز خواهم داد
بشهر اواز خواهم داد)
(.....بده...بدبد....چه پیوندی؟چه پیمانی؟)
(کرک جان خوب می خوانی
خوشا با خود نشستن..نرم نرمک اشکی افشاندن
زدن پیمانه ای-دور از گرانان-هر شبی کنج شبستانی)
ادامه نوشته شده در جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 23:36 توسط فر یاد |
چشن بگیرید
Image hosting by TinyPic 
........
تمام این ها به فرض این است که من بهشتی باشم اگر این نباشد ...
وحشتی سراسر وجودم را در خود میپیچد
دره های عمیقی را تصور می کنم که نعره های جانسوزی از اعماقش به گوش میرسد
آسمان سرخ و سیاه و هوا مملو از دودهای غلیظ و سوزنده
چگونه آتش غضبت ای مهربان پرودگار خوبیها , ای بخشنده تمامی بدیها و سرکشی ها , پوست تن بندگانت این انسانهای خطاکرده و نادم را می سوزاند
چگونه می توانم تصور کنم مغز های در کاسه جمجمه جوشان یاغیان دنیوی را ...
شاید خدای من  هیچگاه نظری بر جهنمش نمی اندازد ...
اینگونه برایم باور پذیرتر است
اگر شیطان از جهنم فرار کند و دوباره در قالب ماری , پرنده ای ویا هر چیز دیگری درآید چه ؟
و اگر دوباره انسان را در بند وسوسه های خویش افکند چه ؟
تردید و شک بر وجودم سایه می افکند
خسته ام از تردید ها و ندانسته ها
احساس ضعف می کنم ...
نمی دانم زبان مشترک ارواح چه خواهد بود , لاتین , عربی , فرانسه و یا چیز دیگری
نمی دانم بچه های شیر خواره ای که مرده اند چگونه در بهشت زندگی خواهند کرد و دایه اشان چه کسی خواهد بود
نمی دانم مردم در بهشت تعطیلات آخر هفته را کجا می روند
و نمی دانم دره های آتشین جهنم , تعطیلی هم دارد یا نه
دچار کفر نشده ام , هرگز ...
ولی خدایم از من می خواهد ندانسته هایم را بازگو کنم
مغز من ترکیبی از ندانسته های در هم پیچیده است و این برایم بزرگترین و نابخشوده ترین گناهان به شمار می رود
آه خدا خوب من ...
خدای خیلی دور , خدای خیلی نزدیک
هم با تو احساس آشنایی می کنم و هم غریبگی ...
و تمام این عیب ها از منست , ازدرون من ,
آنان که بهشتت را پیش رویم به تجسم می کشند که فلان است و بهمان تا خوب باشم چه ساده انگارند که نمی دانند خوب بودن در پیشگاهت لذتیست وصف نشدنی و غیر قابل قیاس
و آنانکه که جهنم را به فجیع ترین شکل به ذهنم مصور می کنند که خطایت را پاسخی جز این نیست شاید نمی دانند بد بودن در پیشگاه تو , خود الیم ترین و سخت ترین عذابیست که وجودش را تصور می توان کرد
من میوه های خوشمزه بهشت را نمی خواهم و از شیر و عسل هم خوشم نمی آید
با حوریان مناسبتی ندارم که خود معشوقی دارم هزاران بار زیبنده تر و دلفریب تر از تمامیشان
قصر های بزرگ و زر و سیم نمی خواهم که اتاقی کوچک با کتابخانه ای ساده مرا بس است
من خوب بودن را , ( که معنایش با تو بودن و حل شدن در حضور توست ) به تمامی اینان ترجیح می دهم
تا زنده ام با منی و با توام و می دانم پس از مرگ نیز دستم را رها نخواهی کرد
قوت قلب منی
حضورت و یادت آرامش بخش منست
ذهنم را نباید بیش از این درگیر اما و اگرها کنم ..
پاداشی برای خوب بودن , جز خوب ماندن , نمی خواهم
اگر اشتباه کردم و لغزیدم از راهی که با تو می روم ، دستم را بگیر و جهنم را وعده ام نده
آفریده توام , نه غریبه و تو خود خوب از درون من آگاهی ...
نور را با ظلمت کاری نیست که هرچقدر به ظلمت فرو روم باز روشنم از نورت
بهشت را نمی خواهم به خاطر خوب بودنم که این تحقیر بنده بودن من است
خوب بودنم تنها دلیل بودن من است , دلیل بودنم را پاداشم نده ای دلیل بودنم
چیز تازه ای بگو که مشتاق شنیدم
تکانم بده از رخوت ندانسته ها
من تشنه تحرکم ....
دستم را رها نکن که جهنم درونم بی تو شعله ور می شود
مرا به خویش بخوان
که تو را هزاران بار به خویش خوانده ام ....
 
                      Sayeh  Roushan   
ادامه نوشته شده در جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 23:31 توسط فر یاد |
خیابان خوابها
بـاز بـوي بـاورم خـاكـسـتـريست
                               واژه هـاي دفـتـرم خـاكـسـتـريست
پـيـش از ايـن ها حال ديگر داشتم
                               هـر چـه مـي گـفـتـنـد بـاور داشـتم
باز هم بحث عقيل و مرتضي است
                               آهــن تــفــتـيـده مــولا كــجــاسـت
نه فقط حرفـي از آهن مانده اسـت
                               شمع بيت المال روشن مانده است
بـا خـود گـفـتـم تـو عـاشـق نيستي
                              آگـه از سِــر شـقـــايــق نـيـســتــي
غـرق در دريـا شدن كار تو نيست
                             شيـعه مـولا شـدن كـار تـو نـيـسـت
بــيــن جــمــع ايـسـتـاده بـــر نـمــاز
                            ابــن مــلـــجـم هــا فــراوانـنــد بــاز
دسـت هـا را بـاز در شـب هاي سرد
                           هــا كـنـيــد اي كـودكـان دوره گــرد
مـژدگـانــي اي خـيــابـان خـواب هـا
                          مــي رســد تــه مــانـده بـشقـــاب هــا
سـر بـه لاك خـويـش بـرديم اي دريغ
                         نان بـه نـرخ روز خـورديـم اي دريـغ
صحبت از عدل و عدالت نا به جاست
                        ســـود در بـازار ابـن الـوقـت هـاســت
گــيــر خـواهـد كـرد روزي روزيــت
                       در گـــلــــوي مـــال مــردم خــوارهــا
مــن بـه در گـفـتـم ولـيـكـن بـشـنـونـد
                       نـكــتــه هـــا را مـو بـه مـو ديــوارهــا
http://img.villagephotos.com/p/2005-7/1050496/81287-16.jpg
ادامه نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 23:24 توسط فر یاد |
کامرون کارتیو
آهنگ جديد زيبای  کامرون کاريتو به نام:راحتم من جز با تو


http://i14.tinypic.com/478rkub.jpg


    دانلود
ادامه نوشته شده در سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 23:46 توسط فر یاد |
برتر ین عکسهای سال 2006
s a e e d 

s a e e d 

ادامه عکسها در ادامه مطلب

ادامه نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 23:50 توسط فر یاد |
رضا صادقی
آلبوم جديد رضا صادقی به نام  (وايسا دنيا)
 
http://i13.tinypic.com/2hzok5h.jpg
ادامه نوشته شده در شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 0:14 توسط فر یاد |
بارانی
چه سنگين گذشت عصر باراني ام
گويي نوازش نمي کرد، باران صورتم را
وامروز دوباره شکست
تکه اي از شکسته هاي قلبم
درآن گوشه ي پاييزي
گريه ام، فريادم، تنها سکوتي بود
تا حرفهايم
در بستري از بغض بخوابند
کاش گفته بودم...
کاش گفته بودم تو روزي بتي بودي
که قلبم ستايشت مي کرد
دريغ از گوشه چشمي
که همان، بت شکنم کرد
وامروز...
بخشايش عذرم
مفهومي بي رنگ است
گمشده در اعماق تاريک قلبم
ادامه نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم دی 1385ساعت 23:44 توسط فر یاد |
دیالوگ های بیاد ماندنی

۱-اگه پير شدن به اينه كه دل آدم كوچيك شه خدايا منو پير نكن كه اصلن حوصله شو ندارم...(بهروز وثوقي در قيصر)

۲-قديميا مي گفتن هميشه مواظب باش چه آرزويي مي كني چون ممكنه برآورده بشه...(خانه اي روي آب)

۳-وقتي رفتي نفهميدم كي رفت ٬حالا كه اومدي مي فهمم كي اومده...(بهروز وثوقي در گوزنها)

۴-ساعت زنگ زده ديگه زنگ نمي زنه چون زنگاشو زده...( بهروز وثوقی درسوته دلان)

۵-اين روزا از راهه هنر نميشه نون خورد اما كار نقاشي روي مانتو يك كار هميشگي و دائمي ست نه اجازه ساخت مي خواد نه پروانه نمايش...(بوي كافور ٬ عطر ياس)

۶-نجابت موقعي ارزش پيدا مي كنه كه آدم حق انتخاب داشته باشه...(خانه اي روي آب)

۷-اسمش فاطيه...يه روزي عاشقم بود...اما حالا ديگه دوسم نداره...(بهروز وثوقي درگوزنها)

۸-مي خوام بيشتر از حقم نفس بكشم...(داود رشيدي در كندو)

۹-خانوم  خانومه...سبزي فروش كه باشه احترامش بيشتر...(داريوش ارجمند در اعتراض)

۱۰-دلم مي خواد يه جورايي كلكم كنده شه...(فريبرز عرب نيا در سلطان)

۱۱-همه ي عمر دير رسيديم...(جمشيد مشايخي در سوته دلان)

۱۲-به سلامتيه سه تن: رفيق٬ ناموس٬ وطن...به سلامتيه سه كس: زنداني٬ سرباز٬ بي كس...(مهدي فتحي در اعتراض)

۱۳تو اين مملكت نظر تنگي شغل دومه همس...(خانه اي روي آب)

۱۴-از من به تو روا نيس به اصطلاح گردن كلفت...(پروين سليماني در كندو)

۱۵-كفش شما از گليم ما تميزتره...(بهمن مفيد در نفس بريده(سيروس الوند)

۱۶صدامون مهمون داره...تنها نيستيم...(مهدي فتحي در اعتراض)

۱۷-خيلي نامردي...خيلي كثافتي...(داود رشيدي در كندو)

۱۸-اگه بخواي من٬ مني باشم كه تو ميگي كه ديگه من٬ من نيستم...(خسرو شكيبايي در هامون)

۱۹-اگه مي دونستم سرنوشته ما رو كي مي بافه بهش مي گفتم ماله منو از اول بشكافه...هديه تهراني در خانه اي روي آب)

۲۰-من از دوري شماها پير شدم ٬ شما از دوري من جوون...(داريوش ارجمند در اعتراض)

۲۱-ببين عباس آقا اگه رضايت دادي٬ دادي اگه ندادي بازم همديگه رو مي بي نيم...(بهروز وثوقي در گوزنها)

۲۲- کجا منتظرت باشم عروس خانوم ، تو بازار ؟ ...( بهمن مفید به بهروز وثوقی در داش اکل )

۲۳- پس توام فهمیدی بابا اون دیگه دوسم نداره ...(گوگوش در بیتا )

۲۴- من مش حسن نیستم گاو مش حسنم (عزت اله انتظامی در گاو )

۲۵-من سگ نمی کشم ...(بهروز وثوقی در داش آکل )

۲۶- آخ که چقدر دشمن داری خدا ؛ دوستاتم که ماییم یه مشت عاجز علیل ناقص عقل که در حقشون دشمنی کردی ...( بهروز وثوقی درسوته دلان )

۲۷-نه دیگه جنگیه ! ...(پرویز پرستویی در آژانس شیشه ای)

 ۲۸-مهم نیست تا حالا هزار تا عروس اومده فوت کرده و باد مارو برده تو فقط بازیت رو بکن ...

(خسرو  شکیبایی در دختر دایی گم شده )

۲۹- مو ساز زدُم ... (ساز دهنی (امیر نادری ))

۳۰-تو اولی نیستی ، من با خیلیا عاشقیت داشتم ...اما دیگه تا وقتی پیش آقام خاکم کنن ، خود خودتی اگه اولی نبودی اینو بدون آخری هستی ... (بهروز وثوقی به شهره آغداشلو در سوته دلان

ادامه نوشته شده در سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 23:36 توسط فر یاد |
فاصله

فاصله
شاعر: یغما گلرویی (از مجموعه مگر تو با ما بودی؟ )


فاصله یه حرف ساده س ، بین دیدن و ندیدن
 بگو صرفه با کدومه ، شنیدن یا نشنیدن ؟

ما می خواستیم از درختا کاغذ و قلم بسازیم
 بنویسیم تا بمونیم پشت سایه جون نبازیم
 اینه ها اونجا نبودن تا ببینیم که چه زشتیم
رو درخت با نوک خنجر « زنده باد درخت » نوشتیم
زنگ خوش صدای تفریح واسه مون زنگ خطر شد
 همه چوبای جنگل ، دسته ی تیغ تبر شد
 کسی معنی خطوط روی کنده رو نفهمید
از صدای اره برقی شونه ی درختا لرزید

 فاصله یه حرف ساده س ، بین دیدن و ندیدن
بگو صرفه با کدومه ، شنیدن یا نشنیدن ؟

اگه حرفم رو شنیدی جنگل رو نده به پاییز
 کاری کن درخت باغچه تن نده به خنجر تیز
با جوانه ها یکی شو ! قد بکش ! نگو که سخته !
 جنگل تازه به پا کن ! هر یه آدم یه درخته !

فاصله یه حرف ساده س ، بین دیدن و ندیدن
بگو صرفه با کدومه ، شنیدن یا نشنیدن ؟

ادامه نوشته شده در سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 23:31 توسط فر یاد |
بکوبید !!!!

کسی دیگر نمی کوبد در این خانه ی متروک ویران را
کسی دیگر نمی پرسد چرا تنهای تنهایم
و من چون شمع میسوزم و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند
و من گریان و نالانم و من تنهای تنهایم
درون کلبه ی خاموش خویش اما
کسی حال من غمگین نمی پرسد
ومن دریای پر اشکم که توفانی به دل دارم
درون سینه ی پر جوش خویش اما
کسی حال من تنها نمی پرسد
و من چون تک درخت زرد پاییزم
که هر دم با نسیمی میشود برگی جدا از او
و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند
ادامه نوشته شده در یکشنبه دهم دی 1385ساعت 23:20 توسط فر یاد |
خوابگاه دانشجویی
خوابگاه دانشجویی

سخت اما پر خاطره

ادامه عکسها در ادامه مطلب

ادامه نوشته شده در یکشنبه دهم دی 1385ساعت 0:54 توسط فر یاد |
عجب روزایی بود
روزهاي بهانه و تشويش
روزهاي ترانه و اندوه
روزگار بلند و بي فرجام
از فغان نگفته ها انبوه
روزهاي سکوت و تنهايي
پي هم انس خويشتن گشتن
سالخوردن به کوچه هاي غريب
تيغ افسوس بر سر اوردن
من از اين خسته ام که مي بينم
تيرگي هست و شب چراغي نيست
پشت ديوراهاي تو در تو
هيچ سبزينه اي ز باغي نيست
روزهاي دروغ و صد رنگي
پوچ و خالي ز دلسپردن ها
روزگار پليد و دژخيمي
بر سر دار يار بردن ها
روزگار هلاک بلبل ها
جغد ها را به شاخه ها ديدن
روزهايي که نيست ديگر هيچ
در کت مردها پلنگيدن
 
ادامه نوشته شده در پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 23:39 توسط فر یاد |
رمز داوینچی

داوينچی مرموز ( موناليزا)

 

آثار داوینچی اغلب دارای رمز و راز خاص خود هستند که همین امر باعث شهرت بیشتر داوینچی شده است. مشهورترین اثر داوینچی مونالیزا یا لبخند ژکوند است درباره این نقاشی نکات زیادی گفته شده است از جمله :

*آغاز به کار داوینچی برای کشیدن این تابلو در سال ۱۵۰۳ بود و تا ۱۵۰۷ اتمام آن به طول انجامید . (همین یک نکته کافی است که به اهمیت این نقاشی برای داوینچی پی برده شود)

*شيوه ای که لئوناردو در ترسيم چشمان موناليزا به کار گرفته باعث می شود تا شما از هر زاويه ای که به نقاشی نگاه کنيد چشمان موناليزا را متوجه خودتان ببينيد .

*لبخند خفيفی که بر لبان موناليزا است تنها در صورتی ديده می شود که شما به هر جايی از نقاشی  غير از لبان موناليزا نگاه کنيد و به محض خيره شدن به لبان موناليزا اين لبخند به کلی  ناپديد می شود

*طرز نشستن موناليزا (که آرنج دست چپ را بر دسته صندلی قرار داده و کف دست راست را بر مچ دست چپ )هنوز هم يکی از ژست های محبوب عکسان است

*پلی که در پس زمينه  پشت شانه چپ موناليزا ديده می شود هنوز هم به عنوان يکی از جاذبه های شهر بورونو پذيرای توريست هاست 

* آرواره های موناليزا مردانه است و اين حدس زده می شود که لئوناردو چهره خودش را به تصوير کشيده است.

*در این نقاشی دستهای موناليزا  متورم است به اعتقاد برخی این امر  دليل بر آبستن بودن موناليزا است

* حلقه ای در دستان موناليزا وجود ندارد تا نشان دهد که او متاهل است

*سال ۱۹۱۱ اين نقاشی توسط يک نقاش ايتاليايی به نام «وينچنزو پروجيا» به سرقت رفت تا به کشور ايتاليا بازگشت داده شود . که البته دو سال بعد از آن نقاشی يافت شد و مجددا به لوور منتقل گرديد

 

ادامه نوشته شده در سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 21:50 توسط فر یاد |
آپارتمان 8/1 میلیارد تومانی در طبقه 54

آپارتمان 8/1 میلیارد تومانی در طبقه 54

گزارش خبرنگار فارس از مسئول فروش برج بین‌الملل حاكی است، برج 54 طبقه بین‌الملل تهران در تقاطع بزرگراههای كردستان و حكیم از طبقه نخست با پایه قیمت متری 2 میلیون و 370 هزار تومان شروع می‌شود و به ازای هر طبقه كه اضافه می‌شود، بین 40 تا 60 هزار تومان به قیمت هر متر مربع اضافه می‌شود.
بنابراین گزارش، كوچكترین آپارتمان برج یاد شده 160 متر مربع و آپارتمانهای بالاتر با متراژ‌های بالای 200 تا 300 متر می‌باشند.
بنابراین گزارش، قیمت هر متر مربع آپارتمان در طبقه 54 برج بلندمرتبه ایران با احتساب قیمت پایه 73/2 میلیون تومان و افزایش 40 تا 60 هزار تومان به ازای هر طبقه در نهایت متری 5 میلیون و 970 هزار تومان یعنی نزدیك به 6 میلیون تومان خواهد بود.
براساس این گزارش، خرید یك آپارتمان 300 متری بر فراز برج 54 طبقه حدود 8/1 میلیارد تومان هزینه در بردارد.
اكبریان یك جوان بنگاهدار نیز به خبرنگار فارس گفت: آپارتمانهای 2 و 3 خوابه معروف به Pent house با متراژ‌های 200 تا 300 متری هستند كه به قیمت 3 تا 5/3 میلیون تومان به فروش می‌رسند.
وی گفت: در این آپارتمانها همه گونه امكانات رفاهی مانند درهای التكرونیك، كلید برق حساس كه خود به خود با حضور انسان روشن می‌شوند، آشپزخانه با سرویس كامل، یخچال دو در ساید بای ساید (پهلو به پهلو)، گازهای فر، سرخ كن، ماشین لباسشویی، ماشین ظرفشویی، مایكروفر و هودهای خارجی آشپزخانه هستند.
این بنگاهدار در مورد مشتریان آپارتمانهای لوكس، گفت: خریدار این برجها كاسبان بازار،‌ بازرگانان، صاحبان كارخانه، وكیلان دادگستری و پزشكان متخصص هستند.
شاگرد بنگاهی كه در خیابان نیاوران مشغول كار است، در پاسخ به مشتری كه گفت: ببخشید آقا آپارتمان با قیمت 100 میلیون تومان سراغ دارید، گفت: ارزانترین آپارتمان این منطقه 150 میلیون تومان است.
این جوان كه از ترس دعوای صاحبكارش حاضر نشد نام خود را بازگو كند و یا مصاحبه ای داشته باشد، با حسرت در پاسخ به این پرسش خبرنگار فارس كه ویژگی آپارتمانهای شیك چیست و نرخ خرید آنها چقدر است، گفت: این آپارتمانها همه امكانات رفاهی را دارند و قیمت آنها بین متری 3تا 5 میلیون تومان است.
وی ادامه داد: چه فایده ما كه همه اش كار می‌كنیم و آخر ماه 400 هزار تومان بیشتر نمی‏گیریم، ولی افراد پولدار هرچه بخواهند با پول تهیه می‌كنند، این آپارتمانها را فقط پولدارها می‌خرند.

 

*‌آپارتمانهایی كه انسان را جوان می‌كند

یك بنگاهدار گفت: زندگی در آپارتمانهای شیك، انسان را جوانتر می‌كند، در پشت بام برخی از این آپارتمانهای ویژه شیك، چمن‌كاری، درخت‌كاری و مانند یك بوستان آذین‌بندی شده و انسان در آن لذت می‌برد.
وی گفت: تفریح پولدارها هم با انسانهای عادی فرق دارد، اینها پولدارن،پولدار

 عکسها ادامه مطلب

ادامه نوشته شده در یکشنبه سوم دی 1385ساعت 22:45 توسط فر یاد |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا